{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست پسر یکی از آشناها ۳ بار اومد جلوی درشون رگشو زد (جدی

دوست پسر یکی از آشناها ۳ بار اومد جلوی درشون رگشو زد (جدی) که چرا دخترتون رو به من نمیدین؟
الان بعد از ۵ سال دختره با پا و بینی شکسته و کلی جای کبودی رو بدن و یه بچه، آواره ی دادگاهه تا بتونه طلاق بگیره!!!
خلاصه که دیوونگی و بی عقلی طرف رو با دوست داشتن اشتباه نگیرین...
دیدگاه ها (۱۱)

dark life=23

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟑جونگکوک و تهیونگ بعد از کلی خوش گذرونی...

بریم✨ با این حرف های اون دختر تو خیلی عصبانی شدی و اضطراب رو...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

part62. . بوم به پوشیدن ژاکت یونجون کمک میکرد +خب دیگه چیزی ...

یکی بود ک میگف دوست پسر یکی از آشناهاش ۳ بار اومد جلوی درشون...

#مرد_دیوونه_منPart 19لباس و روش پرت میکنم و دستامو توی جیبم ...

برده عمارت جئون

سرگذشت بانو#پارت_هفتمسرش رو بلند کرد با غیض غرید: نکنه انتظا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط