{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم ها پرسشِ بی پاسخ حیرانیها

چشم ها پرسشِ بی پاسخ حیرانیها
دستها تشنه ی تقسیمِ فراوانیها

با گُلِ زخم ، سرِ راه تو آذین بستیم
داغهای دلِ ما ، جای چراغانیها

حالیا دست کریم تو برای دلِ ما
سرپناهی است در این بی سر و سامانیها

وقت آن شد که به گُل حکم شکفتن بدهی
ای سرانگشتِ تو آغاز گلِ افشانیها

فصلِ تقسیمِ گُل و گندم و لبخند رسید
فصلِ تقسیم غزل ها و غزلخوانیها

سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس
تا پناهم دهد از وحشت‌ِ عریانیها

چشم تو لایحیه ی روشن آغاز بهار
طرحِ لبخندِ تو پایانِ پریشانیها
دیدگاه ها (۲)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

پارت نوزدهم [فصل اول] | آغاز پروژه‌ی گروهی 📚✨یک هفته بعد...ص...

فصل دومپارت هشتم | شبی زیر ستاره‌هاچند روز بعد...جنگکوک از ص...

فیک : بین راندها

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط