کلاب پر ماجرا
P-5
__
با صدای رئیس کمپانی هر جفتشون از جا پریدن
رئیس《جئون تو اخراجی
_اما برای چی؟(متعجب،یکم بلند)
رئیس《آبروریزی میکنی بعد میگی برای چی؟دیگه اینورا پیدات نشه
قط کرد
.......
حالا سکوتی بین ات و کوک بود،ات نشست پیش کوک و قاشق رو آروم تو لیوانش تکون میداد.رفت سراغ گوشیش ولی...ایکاش نمیرفت!
ماگش رو سمت دهنش برد،لبهی لیوان رو بین لبهاش قرار داد
یه لحظه چیزی که دید رو نتونست باور کنه و لیوان از دست افتاد
جو...جونکوک،ت...تو،چیکار کردییییییی(آخرش داد)
جونگکوک با ترس به ات خیره شده بود
پس دلیل اینکه دیشب دیر اومدی و انقد خوش تیپ کرده بودی این بود آره(داد بلند)
یکی زد تو گوش کوک
اینو زدم برای اینکه بفهمی چه غلطی کردی(بازم داد،کلا داد میزنه این قسمت)
یکی دیگه زد
اینم زدم برای اینکه به خودت بیای
و یکی دیگه
اینم زدم تا بفهمی کاری که با من کردی دقیقا عینه این سیلی میمونه
رفت دم در کت نخش رو پوشید از خونه زد بیرون
......
کوک همچنان ماتم برده به دور و برش نگاه میکرد،به زمین خیره شد تکه های لیوان همه جا ریخته بودن،قهوه زمین رو قهوهای کرده بود،بعد از چند دقیقه شروع کرد با خودش حرف زدن
_م...من چیکار کردم!
رفت سر گوشیش و دید،بله!گندی که دیشب زده تو همه جا پر شده،اما..اما چجوری؟
رفت تو صفحهی چایبیون وقتی دید اون پسته رابطهی دیشبشونو گذاشته،فهمید کار اونه
بدو بدو،دویید تو سالن خونه،نمیدونست چیکار کنه
داد میزد،عریده میکشید،تمام وسایل توی خونه رو شکوند،حتی قاب عکس خودشونو که با عشق اونجا بود رو با بیرحمی شکوند
روی دوتا پاش افتاد
_من،گند زدم،من...خیلی پستم(با صدای گرفته)
از خونه زد بیرون و با دو دنباله ات بود که گوشیش زنگ خورد.نمیدونست چیکار کنه
رفت خونهی دوست ات(اسمش ایزول)
زنگ در خونهی ایزول رو تند تند میزد
ایزول در رو باز کرد،با دیدن قیافهی کوک یکی خوابوند تو گوشش
ایزول《به چه حقی پاشدی اومدی اینجا ها؟هیچ میدونی با ات چیکار کردی لعنتی،اینجا نبینمت
و در رو محکم تو روی کوک کوبید
کوک،بیحال و بی جون به سمته خونهی دوستش قدم برداشت
زنگ در خونشو زد،وقتی دوستش در رو براش باز کرد،سریع خودشو انداخت تو بغل دوستش
و اونم سریع جونگکوک رو گرفت
_من دیگه نمیتونم هیونگا،من...نمیتونم
نامجون《آره غلطی که کردی و دیدم،اما میدونستم تو از اینکارا نمیکنی
_بالاخره یکی حرفمو باور کرد
نامجون《بیا بشین
کوک نشست
نامجون《توضیح بده چه اتفاقی افتاد
_منو اون(چایبیونو میگه)اول آهنگِ شراکتی خوندیم،اون خیلی خودشو به من میچسبوند بعد....
__
با صدای رئیس کمپانی هر جفتشون از جا پریدن
رئیس《جئون تو اخراجی
_اما برای چی؟(متعجب،یکم بلند)
رئیس《آبروریزی میکنی بعد میگی برای چی؟دیگه اینورا پیدات نشه
قط کرد
.......
حالا سکوتی بین ات و کوک بود،ات نشست پیش کوک و قاشق رو آروم تو لیوانش تکون میداد.رفت سراغ گوشیش ولی...ایکاش نمیرفت!
ماگش رو سمت دهنش برد،لبهی لیوان رو بین لبهاش قرار داد
یه لحظه چیزی که دید رو نتونست باور کنه و لیوان از دست افتاد
جو...جونکوک،ت...تو،چیکار کردییییییی(آخرش داد)
جونگکوک با ترس به ات خیره شده بود
پس دلیل اینکه دیشب دیر اومدی و انقد خوش تیپ کرده بودی این بود آره(داد بلند)
یکی زد تو گوش کوک
اینو زدم برای اینکه بفهمی چه غلطی کردی(بازم داد،کلا داد میزنه این قسمت)
یکی دیگه زد
اینم زدم برای اینکه به خودت بیای
و یکی دیگه
اینم زدم تا بفهمی کاری که با من کردی دقیقا عینه این سیلی میمونه
رفت دم در کت نخش رو پوشید از خونه زد بیرون
......
کوک همچنان ماتم برده به دور و برش نگاه میکرد،به زمین خیره شد تکه های لیوان همه جا ریخته بودن،قهوه زمین رو قهوهای کرده بود،بعد از چند دقیقه شروع کرد با خودش حرف زدن
_م...من چیکار کردم!
رفت سر گوشیش و دید،بله!گندی که دیشب زده تو همه جا پر شده،اما..اما چجوری؟
رفت تو صفحهی چایبیون وقتی دید اون پسته رابطهی دیشبشونو گذاشته،فهمید کار اونه
بدو بدو،دویید تو سالن خونه،نمیدونست چیکار کنه
داد میزد،عریده میکشید،تمام وسایل توی خونه رو شکوند،حتی قاب عکس خودشونو که با عشق اونجا بود رو با بیرحمی شکوند
روی دوتا پاش افتاد
_من،گند زدم،من...خیلی پستم(با صدای گرفته)
از خونه زد بیرون و با دو دنباله ات بود که گوشیش زنگ خورد.نمیدونست چیکار کنه
رفت خونهی دوست ات(اسمش ایزول)
زنگ در خونهی ایزول رو تند تند میزد
ایزول در رو باز کرد،با دیدن قیافهی کوک یکی خوابوند تو گوشش
ایزول《به چه حقی پاشدی اومدی اینجا ها؟هیچ میدونی با ات چیکار کردی لعنتی،اینجا نبینمت
و در رو محکم تو روی کوک کوبید
کوک،بیحال و بی جون به سمته خونهی دوستش قدم برداشت
زنگ در خونشو زد،وقتی دوستش در رو براش باز کرد،سریع خودشو انداخت تو بغل دوستش
و اونم سریع جونگکوک رو گرفت
_من دیگه نمیتونم هیونگا،من...نمیتونم
نامجون《آره غلطی که کردی و دیدم،اما میدونستم تو از اینکارا نمیکنی
_بالاخره یکی حرفمو باور کرد
نامجون《بیا بشین
کوک نشست
نامجون《توضیح بده چه اتفاقی افتاد
_منو اون(چایبیونو میگه)اول آهنگِ شراکتی خوندیم،اون خیلی خودشو به من میچسبوند بعد....
- ۱۱.۶k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط