گر نیمه شب گفتند خوابی

گر نیمه شب گفتند خوابی
زه بیداری ات پی بردم چرا بیخوابی ؟
گفتند نگرانی ز چیزی
با خودم گفتم
از من گذشتی ز چی نگرانی ؟

خودم نوشتم نظرتونو بگید 🙃✍🏻
دیدگاه ها (۰)

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

چندپارتی جونگ کوک

چندپارتی یونگی (درخواستی)

مهمونی خطرناکپارت=30ویو اتروی تخت دراز کشیده بودم و به سقف ن...

جدایی

تکپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط