⭐🌕کاد فادر🌕⭐

⭐🌕کاد فادر🌕⭐
پارت۹
----------------------------------------⭐🌕⭐-------------------------------------

⭐🌕ویو فردا🌕⭐
چشمام رو باز کردم که دیدم تهیونک زل زده بهم
¶ صبحت بخیر فرشته بدونه بال
@ سلام(خواب‌آلود و گیج منگ)
بیا بریم صبحانه امادس
رفتیم روی اوپن نیستم و به پنکک درست کردن تهیونگ نگاه میکردم که صدای ردو برق اومد
¶ چی بود
@ یک دونه ردوبرق معمولی با بارون تند
¶ بریم بیرون بعد از صبحانه
@ ارههههه بزن بریم
بعد از صبحانه رفتن بیرون یکمی چردخیدند که جاز مین خوابش برد
¶ خواب‌آلود(با خنده)
¶ چقدر مثل یونا هست کاراش اخلاقاش کیوتیش
(یونا زن قبلی تهیونگ بوده که به دست دشمنش گشته شده)
رسیدیم دلم نیومد بیدارش کنم آروم تا بیام بغلش کنم دیدم که بیدار شده و دوتا تیله کوچولو نگاه کردن
@ تهیونگا چیکار می‌کنی؟
¶ هیچی
@ چقدر مرموزی امروز اتفاقی افتاده؟
¶ نه شاید
⭐🌕گفتار چند روز پیش جون کوک با تهیونگ🌕⭐
∆ جاز مین حاملس مراقبش باش
¶ ولی پدر این بچه تویی چون تو به وجودش اوبردی من هیچ کارم
∆ پس بچه رو بکش
¶ ببینم چی میشه
∆ خوبه
¶ بهش بگم
∆ نه اگر بفهمه اتفاق خوبی نمیوفته
...... ¶

⭐🌕پایان پارت ۹🌕⭐
دیدگاه ها (۰)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت⁴ ساعت ۶ صبحویو یونایکی چیزی داشت...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

پارت ۱۲: سکوتِ صبحگاهی و نگاه‌های خیرهبا آرامشی که مدت‌ها بو...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۶فردا ویوات صبح از خواب پاشد دید صبح زوده تصمیم گرفت صب...

part 56کیم ویصدای در اومد همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تو...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

معامله، p36ماشین از محدوده‌ی شهر خارج شده بود و جاده کم‌کم خ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۰ | «صبحِ شلوغ» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط