پارت۱۰

ویو کوک
اخه من چقد سادممممم
چرا باید ی مرد دوسم داشته باشه چرا باید همچنین سوالی ازش بپرسم اخه
ت خیالم غرق شده بودم ک صداش منو جلب کرد
_کجایی(کمی داد جدی)
+بفرمایید
_چرا پرسیدی ؟؟(بم)
+اخه ذهنمو درگیر کرده بود(گریه بی صدا )
_مگه ت گی ای؟(جدی)
+ن.هق.هق
_خب پس
+چرا( گریه شدید شد)
_هوم؟
+اگ نمدونی بدون این کارا اذیتم میکنه و از اونجایی ک فقط برات هوسم دارم نابود میشم ت ک هرزه دورت زیاددد اخههه چرا عذابم میدی من خدمتکار نمی خاسی منم همین کارو میکنم دیگ ولی دیگ سمتم نیا نیا نیااااا میتونی هق.هق
ویو ته
چش شد مودیه ؟
رفتم نزدیک تر ک نفسای تندش رو نس کردم
واقن اذیتش میکنمم؟
_ت چی
+م.من.هق.چی؟
_ت دوسم داری ن؟
+ها.اا هق .هق
_ ؟(جدی)
ویو کوک
دیگ دلو زدم دریا شرو کردم حرفامو زدن
+الان بگم ارههه ت هم عاشقم میشی الان بگم اره دیگ ادیتم نمیکنی
ولش کن اره اره اره من ی پسر لعنتیم ولی ت بم حس زندگی میدادی
ولی فقط با بازی کردن با احساساتم قلبمو خورد میکنی واقن ازتتتتتت متنننفرررررررم برای همیشههههه
ویو ته
میخاسم بغلش کنم اخه دوص داشتم ببین با اون بودن چ حسی داره شاید عاشقش بودم
ولی ولی وایسا چی گف متنفرر همیشه..قلبم خاموش شد ینی ازم متنفره قلبم شکست از کاری ک میخاسم بکنم پشیمون شدم لبخند روی لبم محو شد از اون جا دور شدم رفتم ت اتاقم
ویو کوک
بد از حرفام دیگ اون خنده از لباش پر کشید
رفت.. ناراحت شد .. من چیکار کردمم..
پرش ب 10شب
ویو کوک رفتم در اتاقش
تق تق
_کیه(سرد)
+م.منم ار.باب
_....
+میش..ع.بیام..تو
_بیا(اروم)
رفتم داخل دیدم رو تخ ب سقف زل زده
+ارباب بابت حرفاا
_هیشش نمخام چیزی بشنوم حرفاتو زدی برو(اروم صداش گرفته)
+م.من.هق
_گفتم گمشوووو
از رو نرفتم بغض داشتم ولی رفتم سمتش شجاعتمو جم کردم...

ادامه دارد........
ببخشید در شود.
من تقصیر دارم کمک ادمین می‌فرسته ، من دیر میزارم.
دیدگاه ها (۸)

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

فیک کوک فصل ²پارت ¹ویو راوی همانطور ا.ت جلوی عمارت ایستاده و...

تکپارتی جونگ کوک

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط