{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Devil or Angel⁶⁶

Devil or Angel⁶⁶

ا/ت:دکتر من نمیدونم جنسیت بچه چیه؟
👨🏼‍⚕️: خب پس میگم دختره
کوک: واقعا؟
👨🏼‍⚕️: اره
کوک: از کجا مطمئنید الان سه ماه شده بچم هنوز رشد نکرده شما از کجا فهمیدید
👨🏼‍⚕️: اقای جئون ما مطمئنیم
کوک: واقعا؟
👨🏼‍⚕️: اره
کوک: اقای دکتر میشه تنهامون بزاری
👨🏼‍⚕️: باشه
ات: خجالت بکش این چیه به دکتر گفتی
کوک: خب راست میگم تو خیلی منحرفی
ا/ت: من منحرفم؟
کوک: اره
ا/ت: چیه؟
کوک: هیچی فقط میخوام نگات کنم
ا/ت: چندش
کوک: اِ راستی کی بریم وسایل بچه رو بخریم
ا/ت: هیچوقت
کوک: ا/ت
ا/ت:همم چیه؟
کوک: نگو همم
ا/ت: بگم بله
کوک: خوبه نمیتونی یکم رمانتیک ترش کنی؟
ا/ت: جانم
کوک: عالی شد خوبه
ا/ت: خب چی میخوای بگی
کوک: خیلی دوست دارم
ا/ت: سرت به جایی خورده؟
کوک: نه دکتر گفت میتونیم بریم خونه
ا/ت: واقعا؟
کوک: اره
ا/ت:پس بریم
کوک: میتونی بلند شی؟
ا/ت: اره میتونم
رفتیم خونه
ا/ت: خستم میخوام بخوابم
کوک: پس بریم بخوابیم
ا/ت: چرا مهربون شدی؟
کوک: نمیدونم
رفتیم تو اتاق
ا/ت:کجا میخوابی؟
کوک:رو تخت
ا/ت: پیش من؟
کوک: نه پیش عمم خب پیش تو دیگه
ا/ت: اها خب من خوابم میاد شب بخیر
کوک: شب بخیر

فردا
ا/ت
چشمامو باز کردم
ا/ت: چرا همیشه بالای سرمی
کوک: چون میخوام نگات کنم
ا/ت:دوسم داری؟
کوک: اره
ا/ت: پس چرا دیشب گفتی..
کوک: هیچی نگو درباره دیشب اصلا فک کن دیشب ازدواج کردیم دستمو بگیر بریم صبحونه بخوریم
ا/ت: امشبو بریم؟
کوک: کجا؟
ا/ت: مهمونی دیگه
کوک: نمیدونم تو بگی بریم میریم بگی هم نریم نمیریم
ا/ت: پس بریم
کوک: چشم

شب
رفتیم مهمونی
میجون: سلام شما اومدید
ا/ت: مگه قرار بود نیایم؟ و شما گفتید که نمیاید
جانگمی: نظرمون تغییر کرد
جونگکوک اومد کنارم و در گوشم گفت
کوک: ا/ت
ا/ت: بله
کوک: بله؟
ا/ت: ها؟ اها جانم
کوک: میگم حسود که نیستی
ا/ت: چرا؟ میپرسی؟
کوک: اگه دخترم بدنیا اومد با او بیشتر خوش بگذرونم تا تو حسودی نمیکنی
ا/ت: چه فکرایی میاد تو ذهنت اره حسودی میکنم
کوک: پس بیا فردا بریم سفر اگه باهم خوشبگذرونیم دیگه حسودی نکنی
ا/ت: سفر
کوک: اره اصلا چند ماه بریم تا وقتی که میسو بدنیا بیاد
ا/ت: میسو؟
کوک: اره میسو
ا/ت: میسو کیه؟
کوک: دخترمون
ا/ت: اسم انتخاب کردی؟
کوک: اره جئون میسو خوشگله؟
ا/ت: خوبه

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳۳)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

پارت سه کوک: نهمیسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه( کو...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

بعد از خرید ا. ت و کوک به یه رستوران رفتنکوک : خب عشقم چی می...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

تکپارتی جونگ کوک

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط