چندسال پیش که هنو مدرسه میرفتم فک کنم پیش دانشگاهی بودم

چندسال پیش که هنو مدرسه میرفتم فک کنم پیش دانشگاهی بودم
وقتی مرتضی پاشایی فوت کرد
خیلی بهم ریختم
قبل اینکه فوت کنه وقتی مریض بود چه دعاها و نذر و نیازایی که نکردم واسه خوب شدنش
فک کنم اونروز جمعه بود
وقتی اومدم ویسگون و پستارو دیدم اولش فک کردم مث همیشه شایعس ولی وقتی اخبار اعلام کرد مات شدم
من طرفدار پروپاقرص مرتضی پاشایی نبودم
صداشو دوس داشتم
مث بقیه خواننده ها بعضی آهنگای مرتضی رو داشتم
میشناختمش دوسش داشتم در حد عادی مث بقیه خواننده ها
ولی نمیدونم چم شده بود وقتی فهمیدم انگار خدا عزیزترین کسی رو که میتونسته از من گرفته بود
روز بعدش رفتم مدرسه ولی حال خرابم از صدفرسخی داد میزد که رو پا بند نیستم بابا اومد دنبالم برگشتم خونه و چندساعت فقط گریه گریه گریه
حالم حال بدی بود
شبا با آهنگ دل دنیارو خون کردی مرتضی خون گریه میکردم
با آهنگ کجاییش زار میزدم ولی آروم نمیشدم
بعدها فهمیدم که دلیل حال بدم ناامید شدن امیدم بود
من از خدا ناامید شده بودم
چون ایمان داشتم که قرار مرتضی پاشایی خوب شه که خدا قرار دعای چند میلیون آدم که هی دعا میکردن خوب شه رو رد نمیکنه
ولی رد کرده بود
نذرو نیازای منو رد کرده بود
خواهش و التماسامو رد کرده بود
حس و حال بدیه
امید صددرصدت یهو صفره صفر شه

امید من صفره صفر شده
مثل همون موقع ها



دیگه ادامه دادن بی فایدست....
دیدگاه ها (۱)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p21 یه مرد با موهای...

p4

Chapter 12"*frozen*_ پرنسس پاشو دیگه الانه که از نبودت بزنم ...

پنهان عشق

دیدار باتو (پارت ۳)

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

★دوست بچگی...p⁵یکسال از ندیدن نامجون می‌گذشت...اولش خیلی سخت...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط