{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🚨 ایستگاه تفکر :

🚨 ایستگاه تفکر :

✍ مردی به پیش همسر خود آمد و گفت نمی دانم امروز چه کار خوبی انجام دادم که فرشته ای پیشم آمد و گفت : آرزوئی کن تا من بر آورده کنم!

زن به او گفت ما سال هاست فرزند نداریم آرزو کن که بچه دار شویم !

مرد رفت پیش مادرش و ماجرا را برای او تعریف کرد ، مادرش گفت : من سال هاست که نابینا هستم آرزو کن که فرشته خداوند چشمان من شفا دهد!

مرد از پیش مادرش به نزد پدر رفت؛ پدرش به او گفت : از فرشته پول زیاد تقاضا کن تا بدهی های فراوانم را بپردازم

مرد هرچه که فکر کرد که هوای کدامشان را داشته باشد و کدام یک از این افراد تقدم دارند، مادر؟ همسر ؟ یا پدر؟

فردا راه چاره ای پیدا کرد و با خوشحالی پیش فرشته رفت و گفت:

آرزو دارم مادرم بچه ام را در گهواره ای از طلا ببیند !

✅ چقدر خوبه ما هم کمی فکر کنیم و عجولانه تصمیم نگیریم....!

من به شما عرض می کنم :
اگر یه روز فرشته ای چنین مژده ای بهتون داد دستپاچه نشید و با تردید و غفلت از اولویت ها و درخواستی کم اهمیّت ، فرصت رو نسوزونید ! خیلی خونسرد و با اطمینان فقط به توصیه بزرگان دین عمل کنید یعنی :

👈 در یک عبارت جامع و پر دامنه یعنی عافیت ، همه خوبیها رو یکجا با هم طلب کنید ، ازش عافیت دین و دنیارو بخواهید، این همون عاقبت به خیر شدنه که پدر بزرگا و مادر بزرگا به عنوان بهترین دعاشون برامون آرزو می کنن .

👈 عافیت خواستن دقیقاً این معنا رو میده که در یک دعای مستجاب ، از خدا بخواهیم که همه دعاهامونو اجابت کنه !

👈 اصلاً چرا منتظر فرشته ای باشیم که معلوم نیست بیاد یا نیاد؟ همین الان و بعدشم همه وقت ، مستقیم و بی واسطه از خدای همیشه حاضر و ناظرمون ، عافیت و کفایت امورمون رو بخواهیم ؛همین قدر شیرین و شدنی .

👈 در بارگاه لطف بی کرانش ، هر عمل ناچیزمون بزرگه و هر خواسته زیادمون هم ، کم و گم .

@Aavaonava
دیدگاه ها (۰)

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وهشتم | فرارشیشه‌ها خرد شدند.جونگکوک فور...

پارت ۳۹ مرد مسلح چند قدم جلو آمد.جونگ‌کوک ناخودآگاه جلوی آری...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 8بعد از تمام شدن ناهار ظرف ها ر...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهل‌وپنجم 𓆪 🖤🥀همه برای چند ثانیه ساکت ماند...

👑 پارت اول | دعوت‌نامه‌ای از قصربوسان، ساعت شش عصر.صدای پیان...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط