༒̶خ̶و̶ن̶ ̶ش̶ی̶ر̶ی̶ن̶ 😈

༒̶خ̶و̶ن̶ ̶ش̶ی̶ر̶ی̶ن̶ 😈
part"¹⁷

جیمین : منم میرم با تهیونگ و ۱.ت بازی کنم حوصلم پوکید

شوگا : وایسا من اومدم

کوک : من خستمه میرم بخابم
تازه هوبی هم داره میاد باید یکی تو خونه باشه

شوگا : باشه هر جور راحتی

جیمین : اوکی بریم سمت استبل


۱.ت : یهو دیدم جیمین و شوگا هم دارن میان پیشمون جیمیناااااا

جیمین : بلههه

۱.ت : بیا این اسب سفیدرو بردار

جیمین : چرا

۱.ت : موهات صورتیه لباس بافتنی صورتی پوشیدی بهت میاد


کوک ویو *
زنگ درو زدن با خوشحالی که فک میکردم هوبی باز کردم پلیس بود لب زدم دنبال کسی هستید

پلیس : اینجا وجود یه انسان گزارش شده

کوک : گذارش ! اما انسانی اینجا وجود نداره

تهیونگ : عا کوکی چیزی شده

پلیس : ما اجازه گشت داریم

کوک : تهیونک برو اسبارو توی استبل بزار من کمکشون میکنم

تهیونگ : فهمیدم چی میگه شوگا جیمینو ۱.ت و من از خونه زدیم بیرون ولی کوک اون میمونه

۱.ت : تهیونگا پلیسا منو میکشن

جیمین : چرا کوک نیومد

تهیونگ : صدای شلیک اومد یعنی چی صدا اژیر پلیس کوک

.......
دیدگاه ها (۷)

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

ᴘᴀʀᴛ۴۱ | شروع یک مسیر تازهروز رفتن آرا رسید.چمدونش کنار در ب...

🖤 قسمت اول: معامله ژانر: مافیایی، عاشقانه، کمدی، ازدواج اجبا...

رفتار سرد

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

༒̶خ̶و̶ن̶ ̶ش̶ی̶ر̶ی̶ن̶ 😈part:¹⁵۱.ت : جیمینااااا اونو بریز توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط