{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو

درخواستی

وقتی بهشون میگی داری دایی میشی

نامجون : هیییییییییییی آخ جون مرسی که بهم خبر دادی ات ممنون حالا پاشم برم یه کتاب در مورد چگونه با بچه رفتار کنیم بخرم

جین : آخ جوننننننننننن بالاخره دارم دایی میشم برم براش کادو قابلمه ی کوچیک اسباب بازی بگیرم ایشالا به خودم می‌ره و هم خوشگل میشه هم اشپزیش عالی میشه

شوگا : خوابه😐 ۴ ساعت صبر میکنیم تا اینکه بیدار میشه و خبر بهش میرسه

جیهوپ : هیییییییی هوراااااااااااا قراره دایی بشم ات لباساتو بپوش که بریم
ات : کجا ؟
جیهوپ : برای کوچولومون لباس بخریم دیگه بدو بدو ( اخی بچم چقدر مهربونه 🥺🥺)

جیمین : آخ جونمی جون دایی شدم باید بهش یاد بدم تا مثل خودم خوب برقصه

تهیونگ : آخ جون یه همبازی برای یونتان پیدا شد

جونگ کوک : وایییی ات راست میگی ؟؟؟؟؟
ات : اره تو دایی شدی
جونگ کوک : آخ جوننننننننننن ( فرداش به اعضا شیر موز میده😂😂)

ممنون میشم لایک کنید و نظرتون رو بگید 🍪🍪

🧸 Kim sori 🧸
دیدگاه ها (۶)

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

چند پارتی درخواستی

پسر بد (61)

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

پارت ۳جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمشتهیونگ: چرا الان ا...

پارت ۲(یونا عقب عقب میره که یهو میخوره به یه نفر که با ترس ب...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁸ویو: اتشب شده بود.بعد از اون تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط