{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت یازدهم...

قسمت یازدهم...
چشمامو باز کردم... هانا رو با قیافه ی نگران بالای سرم دیدم...
+خوبی؟؟
-اره... الان ساعت چنده؟؟؟؟
+8عزیزم...
-یعنی من این همه مد ت بیهوش بودم؟؟؟
+اره عزیزم...
-هانا...
اشکام سرازیر شدن...
+گریه نکن ملی... اون لیاقتتو نداشت؟؟
-ببین شاید حتی یه هفته هم از اشنایی مون نگذشته باشه ولی.... ولی....
+ملودی... دکتر گفته استرس برات سمه می فهمی؟سم بهش فک نکن..
$:سلام..
-ته یون...
@اهم اهم..
-تیف
*:فین فین..
-سویونگ..
$شه طول مطولی؟
-خوفم...
*:اگه خوفی پس خعلی خوفه..
-خعلی...
$:یه خبر خوب
-و اون چیه ؟
$تبریک می گم... تو هانا و جنیفر الان یه گروهین مثه تی ارا. مثه اف اکس... مثه ما...
-شوخی باحالی بود..
$جدی میگم..
-مطمئنی شوخی نمی کنی؟؟
$کاملا..
-ووواااوووو منو این همه خوشبختی محاله...
$خخخخخ
*قراره اولین اهنگتونو من بنویسم
-خدا به خیر گنه..
*نامرد...
$سویونگ خفه
*شنا بلدم خفه نمیشم...
$سویونگگگگگ
*انگار منو صدا زدن من برم بابای..
-بابای... ته یون؟؟؟
$جونم؟؟؟
-میشه بریم خوابگاه..
$الان بهت کمک می کنم تا لباساتو بپوشی و بپریم بریم خوابگاه ...
-ممنونم...
$خواهش موشه...
در حال تعویض لباس..
-ته ته ؟
$جونم؟؟
-اسم گروهمون چیه؟
$پاور فلاورز
-یعنی گل های روشن؟
$ فک کنم...
لباسامو عوض کردم و همراه ته یون زدیم از بیمارستان بیرون... سوار شدیم و رفتیم سمت خوابگاه... وقتی رسیدیم رو تختم ولو شدم... و در اثر دارو هایی که بهم دادن.... خوابیدم...
دیدگاه ها (۲۵)

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

پشت نگاه سردت — پارت ۱۱ویو آتکه یهو ته منو پرت کرد توی استخ...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۴(last part)خب...

KIM V

قسمت پنجم...... به سمت اتاق مشترکم با ته یون رفتم تا حاضر شم...

قسمت سوم...... وارد دانشگاه شدیم..... وووااااوووو...... چه...

قسمت چهاردهم....رفتیم سمت دانشگاه داشتن دسته بندی مون می کرد...

کوئین مافیا پارت22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط