{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤

❤
‌فکر کن صبح شود نم نم باران بزند
یارت از کوچه سری تا ته ایوان بزند

دم کنی چای و سماور تب تندی بکند
او بیاید که لبش بوسه به فنجان بزند

بهترین سفره برای تو مهیٌا بشود
نانوایی برسد، بهر شما نان بزند

عسلی از لب کندو بچکد تا لب دوست
بلکه یکهو بسرش فکر گلستان بزند

استکانی بزنی، چای کند مست تو را
سر صبحی نفس ات طعنه به مستان بزند

باغ همسایه پر از همهمهٌ گیلاس است
نگذاری که کسی دست به آنان بزند

شرط بستی بروی تا ته پیمانه چای
بنشینی نکند پای به ایمان بزند

فکر کن یک نفر از دور تو را می پایید
عشق از راه بیاید به سرِ آن بزند

بنشینی لب ایوان و بگویی با خود
نکند دست به آن خاطره هامان بزند

دلهره خواب تو از سر بپراند همه شب
فکر کن صبح شود یک نم باران بزند....

💝
دیدگاه ها (۲)

پارت سوم..... :)

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤 پارت دوم «بعضی آدم‌ها از همان نگاه ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۶

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

معامله p32جونگ‌کوک بعد از اینکه به کیارش شیر داد، او را آرام...

Part 57کیم‌ویا.ت: خب کیک هاتون بخورید جون بگیرید که وقت رقص ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط