من زنم!

من زنم!
همان ضعیفـہ اۓ ڪـہ بوۓ تنش مردانگیت را بـہ زانو درمۓ آورد!
من زنم!
همان ناقص العقلۓ ڪـہ تمام تو را از چشمانت میفهمد!
من زنم!
همان جنـω دومۓ ڪـہ تو برایش اولین و آخرینی!
من زنم!
همان زیباۓ لطیفۓ ڪـہ با تمام مردانگیت روزۓ هزاربار اعتراف میڪنی... بدون من هیچ تر از هیچی...!
دیدگاه ها (۱)

یڪ دوست داشتن‌هایے هستڪہ از دور استو در سڪوتڪہ دلت برایشاز د...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

میبخشی پارت ۳

Borrowed LifePart4صدای مردی از پشت سرش اومد.لینا برگشت.÷ جون...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت پنجم | بوی آشنا صبح، عمارت بیش از همیشه...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیستم: خیانت از نزدیک‌ترین فاصلهصدای...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

پارت ۱۰

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط