وقتی تو نیستی ،

وقتی تو نیستی ،
در و دیوار خانه را ...
ملّافه ... های گلبهی ،
چارخانه را ...

حتّی کتاب حافظ و ...
گلدان روی میز ،
روبان و گوشواره و ...
موگیر و شانه را ...

وقتی قرار نیست بیایی !!!
برای کی !
این روژ ... های ،
صورتی دخترانه را ...؟

اصلا خودم ...
در آینه کوتاه می کنم ،
موهای خیس ِ ریخته بر ...
روی شانه را .

با گریه ...
پاک می کنم از روی صورتم ،
این خطِ چشم ِ ...
مسخره ی ناشیانه را .

مَ ... ن ، جوجه فنچ کوچک تنها ،
بدون تو ...
دیگر چطور گرم کنم ،
آشیانه را ؟!

یک روز با تو ...
من همۀ شهر را ... ولی ،
حالا که نیستی ،
....... در و دیوار خانه را .
دیدگاه ها (۴)

چون مادرت در خانه بی‌پشت و پناه استدر کودکی بایست مرد خانه ب...

و قلبم دوباره تپیدpart: 1. ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

♥️🖇بيا برويم به صد و پنجاه سال قبلبه خانه‌های حوض‌دار به اتا...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

شاهکاری به نام دروغ

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط