دوراهی عشق پارت 3

از زبان ا/ت
که وارد یک کوچه شدم فکر کردم که این طوری گمم میکنه که جونگ کوک با تمام سرعت پیچید جلوم پام رو گذاشتم روی ترمز جونگ کوک پیاده شد اومد سمت ماشینم و در راننده رو باز کرد ...
جونگ کوک : به به ببین کی این جاست
ا/ت : چی میخوای
جونگ کوک : تو رو
ا/ت : چرا دست از سرم بر نمی داری
جونگ کوک : چرا همچین فکری کردی ا/ت تو مال منی
ا/ت : نخیر هم من مال تهیونگم
جونگ کوک : اه اون مضاحم..... تو واقعا اون رو دوست داری ؟
ا/ت : هرچی باشه اون لیاقتش از تو بیشتره
جونگ کوک : خیلی رو اعضابی 😠
دستم رو گرفت و کشوندم بردم توی ماشین خودش
ا/ ت: هی چی کار میکنی ولم کن
جونگ کوک : خفه شو
ا/ت : داری منو کجا میبری ....... با تو ام
جونگ کوک : ( با داد) گفتم ساکت شو
جونگ کوک دستش رو برد بلا و زد توی گوشم گریم گرفته بود زدم زیر گریه
ا/ت : هق هق هق
جونگ کوک : صدات رو نشنوم وگرنه همین جا دفنت میکنم
بعد از چند دقیقه رسیدید به یک ویلای بزرگ .......
دیدگاه ها (۳۷)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط