دخترممممممممم (همینطور که میدونید مامان ات علامت نداره)

دخترممممممممم (همینطور که میدونید مامان ات علامت نداره)
=اییی دختر نازم حال خوبههه
+اره اره من خوبم کی بهتون گفته اینجام؟(یونگی گفته ادیسون)
کی باید بگه؟ یونگی دیگه دختره خنگ
+ایش
_عه سلام پدر سلام مادر، خب ات کارای ترخیصتو انجام دادم باید بریم خونه بفرمایید پدر و مادر جان
سلام پسرم ما فقط اومدیم حاله اتو بپرسیم دیگه خونتون نمیایم
+اره بهتره برید (ات دوست نداره پدر و مادرش بیان خونش چون مامانش تو سرش میزنه و میگه چرا خونه شلختس چون یونگی تا اتو دیده خونرو ول کرده اومده بیمارستان، چیه انتظار داشتی خونرو تمیز کنه بعد اتو بیاره بیمارستان؟)
_عه ات این چه حرفیه!
+خب اخه یونگی خونه(از اخه ببعد اروم به یونگی گفت)
_ای وای اره
= خب ما دیگه میریم(مامان باباش رفتن)
_عه وایسی...
+ولشون کن الان میتونیم بریم خونه؟
_اره بریم
(پرش زمانی به خونه)
_خوبی جاییت درد نمیکنه؟
+نه خوبم
_به اجومای مامانم میگم بیاد خونرو تمیز کنه
+نه خودم انجامش میدم حالم خونه لطفا این چند روز کسیو خونه نیار
_باشه میشه روی میزو ببینی
+چی....
♕خب ات روی میزث دید و حسابی ذوق کرد چون یونگی براش گردنبند نقره اصل خریده بود) (ات از طلا بدش میاد)
+واییییی این برای منه!!!
_اره برای توعه (خنده لثه ای کیوتش)
+مرسی عشقممممم،اشتی کردم بات(پریدی بغلش)
_خاهش میکنم، خوبه، میدونی ساعت چنده؟
+نه مگه چنده؟
_11 شب
+عه خب بیا بخوابیم میگم چرا لالا دارم
_خانمی که لالا داری برو بالا منم میام
+باش
دیدگاه ها (۰)

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

به زیباییه مشکی

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط