برای زیستن باید تغییر کرد

برای زیستن باید تغییر کرد
درد کشید
و از آنچه دوست داشت, گذشت
عادات و خاطرات بد را هرس کرد و دوباره متولد شد
یا باید مرد ...!!!
عمر عقاب 70 سال است ولی به 40 که رسید چنگالهایش بلند شده و انعطاف گرفتن طعمه را دیگر ندارد.. نوک تیزش بلند و خمیده می شود و شهبالهای کهنسال بر اثر کلفتی پر, به سینه می چسبد و پرواز برایش دشوار است.
آنگاه عقاب است و دو راهی: بمیرد یا دوباره متولد شود?
اما چگونه?!!
عقاب به قله بلند می رود نوک خود را آنقدر به صخره می کوبد تا کنده شود و منتظر می ماند تا نوک جدید بروید.
با نوک جدید تک تک چنگال هایش را از جای می کند تا چنگال نو درآید و بعد شروع به کندن پرهای کهنه میکند.
این روند دردناک 150 روز طول می کشد ولی پس از 5ماه عقاب تازه ای متولد می شود که می تواند 30 سال دیگه زندگی کند.
دیدگاه ها (۱۵)

سناریو: ماه سرخ

ادامه ی رمان هفتمین سایه

غروب روز بعد، آسمان شهر به رنگ زخم بود؛ نارنجیِ سوخته که کم ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

فاصله یک لبخند تا جنون

shh,my baby is sleeping-part 1

حقیقت پنهان پارت ۹( با اینکه حمایت ها خیلی کم بود ولی گذاشتم...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:12*...

پارت۴۶اعلامِ پدرصبح، عمارتِ کیم برخلاف همیشه شلوغ بود. ماشین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط