می‌خواستم آشفته نباشد حرکاتم

می‌خواستم آشفته نباشد حرکاتم
وارد شد و لرزید ستون فقراتم

وارد شد و جان کاملاً از کالبدم رفت
داده است ولی وعده‌ی یک بوسه، نجاتم

با نذر و نیازم اگر از راه می‌آمد
از دست نمی‌رفت حساب صلواتم

این شدت شیرین، هیجان در رگم انداخت
در چای چه‌ها ریخته‌ای جای نباتم؟

این‌قدر مشو خیره به ساعت مچی‌ات، باز
بنشین نفسی #شعر_بخوان ، مست صداتم

دروازه‌ی آغاز تمام کلماتی
من پنجره‌ی بسته‌ی آن سوی حیاتم

شرمنده‌ام از این همه احساس نگفته
تا #شعر شود، دست ببر در کلماتم

شعر از: آرش شفاعی
دیدگاه ها (۵)

شاهکاری به نام دروغ

پارت چهارم

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ³ویو اتحدود نیم ساعت از رفتن مامانم...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

پارت هفدهم《Custom kiss》 ×چیزی شده؟!+...

می خواستم آشفته نباشد حرکاتموارد شد و لرزید ستون فقراتموارد ...

تقصیر لب توست،جنون کلماتماین مستی از آن چشم،چکیده به لغاتمبا...

تقصیر لب توست،جنون کلماتماین مستی از آن چشم،چکیده به لغاتمبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط