🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤

🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
تهیونگ :جونگ کوک بیدا.... ج.. جونگ... جونگ کوک..... جونگ کوک کجایی؟!!! اول صبحی کجا رفته! ی... یه نامه! زود میام تهیونگیی! همین! ولم کردددددددددد! با.. باید پی... پیداش کنم!
جونگ کوک :تهیونگ بیدار شدی؟ تهیونگ؟!
تهیونگ :ازم دور شووو! تو معلومه کجایی! میدونی چقد نگران بودم!
جونگ کوک :من.... من فقط رفتم برات عروسک ببر درست کنم بهت هدیه بدم! اسمشم گذاشتم تیگرد خیلی کیوت نه؟ شکل خودتم هست!
تهیونگ :متاسفم کوکی سرت داد زدم!
جونگ کوک :اشکالی نداره!
تهیونگ :عروسکم خیلی قشنگه ولی پیش خودت باشه تا هروقت دلت برام تنگ شد به این عروسک نگاه کنی!
جونگ کوک :دوست دارم وییییییی!


ادامه‌ دارد....
#خاص #جذاب
دیدگاه ها (۹)

معامله p32جونگ‌کوک بعد از اینکه به کیارش شیر داد، او را آرام...

Heir of Light and Darknesspart : 7به سمت حمام رفت، وان آب و ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۵ | «نقشه‌ی جیا»...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Seventeenویوی تهیونگ :+خب حالا ل...

Iove and the moonPart37کوک: زود باش یونا من رفتمممممیونا: ام...

پارت ۲۸ جونگ کوک:وایسا ...تو ...چرا انقد یونا:من‌ باید برم ف...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟯+اره درسته من پیشه تهیونگم چندروزبعداز اون شب بارونی م...

اجبار به بدبختی پارت ۲۳

رمان: رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط