the missing link
the missing link
part²¹
خانم سو:در آخر اگه جونتو دوست داری سرت به کار خودت باشه فکر های بیخود به سرت نزنه ، فعلا همین . میتونی بری.
سوهی که تا اون موقع سعی کرده بود ریز به ریز حرف های خانم سو رو به خاطر بسپره با برداشتن یه تیکه نون بلند شد و به سمت اتاقش رفت
درر رو باز کرد ، وسایل و تم اتاق تقریبا شبیه همون اتاق قبلی بود که توش خوابیده بود، در کمد رو باز کرد چند دست لباس معمولی بود
. تشخیص اینکه لباس های بیرونی بود یا خونگی کار سختی بود چون همشون پارچه و طرح یه شکل داشتن جوری که انگار خیاط با یه تیر دو نشون زده بود
در کمد رو بست . آروم نشست روی تخت و سرش رو بین دست هاش گرفت
سوهی : اگه باهاش حرف بزنم قبول میکنه برم ؟ نه لعنتی اون اصلا صدام رو هم نمیشنوه
چه برسه بخواد ببینه چی میگم ، بهتره نقشه ای برای فرار بکشم
اها میتونم با اون یارویی که برای خرید میره بیرون فرار کنم . اول باید افراد این عمارت رو بشناسم تا اون ، اسمش چیه بود اها ریان رو پیدا کنم و ببینم میتونه بهم کمک کنه یا نه .
ویو جونگ کوک :
جونگکوک:میشه بگید دقیقا چه اتفاقی افتاده که لو رفتیم ؟؟؟
جیمین : همه چی طبق برنامه داشت پیش میرفت، اینو مطمئنم که حمله از طرف جانگ نبوده چرا باید جون خودش و باندش رو به خطر بندازه و به پلیش خبر بده
یه شخص سوم وجود داره که از معامله با خبر بوده
جیهو:یه کسی که هم با ما هم با جانگ دشمنی داشته باشه
جونگکوک:ما دشمنای مشترک زیادی داریم ، برای فهمیدنش سرنخ های بیشتری نیاز داریم ،دقیقا چند دقیقه بعد از آمدن جانگ پلیس ها اومدن؟
تهو:من همه مدت دوربین ها رو تحت نظر داشتم ، ۲۰ دقیقه بعد از رسیدن جانگ پلیس ها ۱۰ کیلومتری محل قرار رسیده بودن اگه دیر تر میفهمیدیم ممکن بود بگیرنمون
ادامه دارد...
#فیک
#فیکشن
#bts
#بی_تی_اس
#حمایت
part²¹
خانم سو:در آخر اگه جونتو دوست داری سرت به کار خودت باشه فکر های بیخود به سرت نزنه ، فعلا همین . میتونی بری.
سوهی که تا اون موقع سعی کرده بود ریز به ریز حرف های خانم سو رو به خاطر بسپره با برداشتن یه تیکه نون بلند شد و به سمت اتاقش رفت
درر رو باز کرد ، وسایل و تم اتاق تقریبا شبیه همون اتاق قبلی بود که توش خوابیده بود، در کمد رو باز کرد چند دست لباس معمولی بود
. تشخیص اینکه لباس های بیرونی بود یا خونگی کار سختی بود چون همشون پارچه و طرح یه شکل داشتن جوری که انگار خیاط با یه تیر دو نشون زده بود
در کمد رو بست . آروم نشست روی تخت و سرش رو بین دست هاش گرفت
سوهی : اگه باهاش حرف بزنم قبول میکنه برم ؟ نه لعنتی اون اصلا صدام رو هم نمیشنوه
چه برسه بخواد ببینه چی میگم ، بهتره نقشه ای برای فرار بکشم
اها میتونم با اون یارویی که برای خرید میره بیرون فرار کنم . اول باید افراد این عمارت رو بشناسم تا اون ، اسمش چیه بود اها ریان رو پیدا کنم و ببینم میتونه بهم کمک کنه یا نه .
ویو جونگ کوک :
جونگکوک:میشه بگید دقیقا چه اتفاقی افتاده که لو رفتیم ؟؟؟
جیمین : همه چی طبق برنامه داشت پیش میرفت، اینو مطمئنم که حمله از طرف جانگ نبوده چرا باید جون خودش و باندش رو به خطر بندازه و به پلیش خبر بده
یه شخص سوم وجود داره که از معامله با خبر بوده
جیهو:یه کسی که هم با ما هم با جانگ دشمنی داشته باشه
جونگکوک:ما دشمنای مشترک زیادی داریم ، برای فهمیدنش سرنخ های بیشتری نیاز داریم ،دقیقا چند دقیقه بعد از آمدن جانگ پلیس ها اومدن؟
تهو:من همه مدت دوربین ها رو تحت نظر داشتم ، ۲۰ دقیقه بعد از رسیدن جانگ پلیس ها ۱۰ کیلومتری محل قرار رسیده بودن اگه دیر تر میفهمیدیم ممکن بود بگیرنمون
ادامه دارد...
#فیک
#فیکشن
#bts
#بی_تی_اس
#حمایت
- ۶۴۱
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط