{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالیانی پیش گلی غنچه کرد پاشو کرد تو زمین خودش و از ریشه

سالیانی پیش گلی غنچه کرد پاشو کرد تو زمین خودش و از ریشه گنده کرد

سالیانی پیش شاخه ای کس نداشت فقط یه اسم مستعار بقیه گذاشتن براش

کنار هم بزرگ نشون دادن عرضشو شاخه تنومندیشو گُلم بوی عطرشو

یکی برگشو اونیکی رنگشو تا که آسمون بسته شد طوفانی اومد سمتشون

خار زیاد شد سیاه پوشوند اون پیکرو گل برازنده رو

گرفت ازون جلوه رو باد اومد شاخه رو تکون داد اون هیکلو

گرفت ازش هیبتو شل کرد هرچی سفت رو گرگ اومد کند و رفت ملخ رسید کند و رفت

سیل زد و رفت و هرچی بود و کرد نرم و لخت گل و آب مه و خاک له با زرد و بر

شاخه رسید سمت راست و گل جدا شد سمت چپ

سالیانی بعد ، برحسب اتفاق گذرا بهم خورد نبود فرق و اختلافی

شاخه درختی شده بود و گُل سربلند یاد گذشته کردن و خندیدن با هم بلند

آسمون صاف پرنده داشت میخوند که قرار شد ادامه بدن همون را عادیشون و

رو به جلو رو به افق تو باغچه نه اینبار تو بوستانی بزرگ
دیدگاه ها (۱۸)

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۷ (از زبان راوی ) بعد از چند ...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PAER 1,2انقدر ادم های...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

آوای شبپارت ۲۳ویو نویسنده انیا بعد از اینکه از خونه عمه اش ا...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط