{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیری به جوانی می گفت:

پیری به جوانی می گفت:

کچل کُن...

برو بالا شهر...
همه فکر میکنن مُد ِ ...!
برو وسط ِ شهر...
فکر میکنن سربازی...
"بیا" پایین شهر...
همه فکر میکنن زندان بودی...!!!
این همه اختلاف...
فقط در شعاع ِ چند کیلومتر.....!

مردم آنطور که تربیت شده اند میبینند
از قضاوت مردم نترس!......
دیدگاه ها (۱۳)

مینگیو وسط لایو به جونگکوک زنگ زده و ازش میخواد دیگه ویدئو ه...

رمان بهترین من،پارت۲☆چویا سرشو رو زمین میزاره*گوشی چویا زنگ ...

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

خسف | یک گفتگوی کوتاه با شما

خداونداببخش..اگربازبان‌به‌تونزدیک‌شده‌اموباقلبم‌خلاف‌آن‌راعم...

حبس در سیاه‌چال؛ وقتی اسارت، قوی‌ترین سلاح می‌شودشبی که مدین...

࣪˖ ִֶָ🍊تو ستاره هارو تماشا میکردی، با نور ستاره ها مسخ میشدی...

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط