دانه های آبان را سر انداختم

دانه های آبان را سر انداختم
سی دانه ...
یک عشق از زیر ،
یک خوشی از رو
تا گره بخورند در هم
شالی شود بر روی دوشت
تا از سردی روزگار نرنجی !

عصرتون عالی
دیدگاه ها (۱)

**پارت ۳۲**جونگکوک همون‌طور که مچ‌هام رو بالای سرم قفل کرده ...

و آهنگی که جونگکوک گذاشته پستشترجمه اهنگترجمه متن آهنگما خیل...

رقص مرگ و عشقp⁹ بازوم رو گرفت و بلندم کرد و انداخت داخل ماشی...

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

مافیای من

Enemys Embrsce [ part ۳۲ ]

اسیر مافیا پارت ³سیاهی مطلق...ویو ا.ت بعد از اون دیگه چیزی ی...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط