از نفرت تا عشق
P:۱۸
ات:چی چرا
چان:مگه باید برای دوس داشتن کسی دلیل داشته باشی
ات:آره چرا دوسم داره
چان:اینو دیگه باید خودش بگه
ات:خب بگو
فلیکس:ام خوشگلی
ات:همین این شد دلیل؟
فلیکس:خب راستش نمیدونم وقتی ...وقتی میبینمت قلبم تند میزنه کنترلمو از دست میدم یا اصلا امروز اون پسره داشت میومد نزدیکت
ات:کسی نزدیک من نیومد کا
فلیکس:از کنارت که رد شد
ات:واقعا اینو دلیل میدونی
فلیکس:نمیدونم حسادت کردم عصبی شدم
ات:اوه پس بخاطر این میگی دوسم داری؟
فلیکس:هم آره هم نه تو کسی هستی که وقتی میبینمش بهم آرامش میده دستات دیروز واقعا آرامش میداد بهم حتی صحبت کردنت چهره ات
ات:عا پس تو اونی نبودی که گفتی صدام رو مخه نه تو نبودی
فلیکس:اون..اون موقع فقط میخواستم از لینو دفاع کنم چون دوستم بود ولی واقعا بابتش معذرت میخوام و متعصفم
ات:واقعا چرا فک میکنین همه چی با یه ببخشید و معذرت میخوام درست میشه فلیکس تو وقتی گفتی صدام رو مخه خیلی ناراحت شدم کم مونده بود گریه کنم اگه معلم نمیومد داخل کلاس قطعا گریه میکردم(بغض)
فلیکس به سرعت ات رو بغل کرد
فلیکس:من واقعا معذرت میخوام منو ببخش مطمئن باش دیگه این کارو نمیکنم...
بغض ات توی بغل فلیکس ترکید و شروع کرد به گریه کردن بچه های مدرسه دور ات و فلیکس جمع شده بودن و تمام اون حرف هارو شنیده بودن
ات:هق...ولی.ولی
فلیکس:ولی چی
ات:ولی تو...
فلیکس:صب کن ببینم تو داری گریه میکنی؟(سر ات رو روبه روی سر خودش آورد تا ات رو ببینه)
فلیکس با نوازش دستش رو روی گونه ات برد و اشکاش رو پاک کرد
فلیکس:ات لطفا گریه نکن...نمیتونم گریه ات رو ببینم بگو ببینم چی میخواستی بگی
ات:من ...به یه شرط اگه بخوای باهات قرار میزارم...
فلیکس:چه شرطی هرچی باشه قبول
ات:اینکه رفتارت رو عوض کنی
فلیکس:یعنی چی...
ات:چی چرا
چان:مگه باید برای دوس داشتن کسی دلیل داشته باشی
ات:آره چرا دوسم داره
چان:اینو دیگه باید خودش بگه
ات:خب بگو
فلیکس:ام خوشگلی
ات:همین این شد دلیل؟
فلیکس:خب راستش نمیدونم وقتی ...وقتی میبینمت قلبم تند میزنه کنترلمو از دست میدم یا اصلا امروز اون پسره داشت میومد نزدیکت
ات:کسی نزدیک من نیومد کا
فلیکس:از کنارت که رد شد
ات:واقعا اینو دلیل میدونی
فلیکس:نمیدونم حسادت کردم عصبی شدم
ات:اوه پس بخاطر این میگی دوسم داری؟
فلیکس:هم آره هم نه تو کسی هستی که وقتی میبینمش بهم آرامش میده دستات دیروز واقعا آرامش میداد بهم حتی صحبت کردنت چهره ات
ات:عا پس تو اونی نبودی که گفتی صدام رو مخه نه تو نبودی
فلیکس:اون..اون موقع فقط میخواستم از لینو دفاع کنم چون دوستم بود ولی واقعا بابتش معذرت میخوام و متعصفم
ات:واقعا چرا فک میکنین همه چی با یه ببخشید و معذرت میخوام درست میشه فلیکس تو وقتی گفتی صدام رو مخه خیلی ناراحت شدم کم مونده بود گریه کنم اگه معلم نمیومد داخل کلاس قطعا گریه میکردم(بغض)
فلیکس به سرعت ات رو بغل کرد
فلیکس:من واقعا معذرت میخوام منو ببخش مطمئن باش دیگه این کارو نمیکنم...
بغض ات توی بغل فلیکس ترکید و شروع کرد به گریه کردن بچه های مدرسه دور ات و فلیکس جمع شده بودن و تمام اون حرف هارو شنیده بودن
ات:هق...ولی.ولی
فلیکس:ولی چی
ات:ولی تو...
فلیکس:صب کن ببینم تو داری گریه میکنی؟(سر ات رو روبه روی سر خودش آورد تا ات رو ببینه)
فلیکس با نوازش دستش رو روی گونه ات برد و اشکاش رو پاک کرد
فلیکس:ات لطفا گریه نکن...نمیتونم گریه ات رو ببینم بگو ببینم چی میخواستی بگی
ات:من ...به یه شرط اگه بخوای باهات قرار میزارم...
فلیکس:چه شرطی هرچی باشه قبول
ات:اینکه رفتارت رو عوض کنی
فلیکس:یعنی چی...
- ۱۰۸.۰k
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط