#تلنگر_مهدوی_چجوری_مصیبت_شیرین_میشه

#تلنگر_مهدوی_چجوری_مصیبت_شیرین_میشه
با همین نگاهه که وقتی دشمن به حضرت زینب علیها السلام زخم زبون می‌زنه و می‌گه 👇

دیدی خدا با  برادر و اهل بیتت چه کرد⁉ ️

حضرت مقتدرانه و عاشقانه و موحّدانه جواب می‌دن 👈 ما رَأَیتُ إلّا جَمیلاً ؛ من جز زیبایی چیزی ندیدم ‼ ️

🔹 از خدا بخوایم 👈 فهم بزرگی خودش رو به قدری بهمون بده که شیرینی مصیبت رو بچشیم. شیرینی مصیبت طعمش با شیرینیای دیگه معنوی فرق داره. نمی‌شه وصفش کرد باید چشید 🍃
 
🔹 خدا کنه برسیم به جایی که 👈 خدا رو برای مصیبتایی که بهمون می‌ده شکر کنیم 🍃

▪ ️وقتی به نوع نگاه دین به مسائل مختلف توجه می‌کنیم و اون را با نوع نگاه خودمون مقایسه می‌کنیم، باید برای فاصله‌ای که بین این دو تا نگاه است، اشک ریخت 😭

کاش باور می‌کردیم که این قدر فاصله، خودش یه پا روضَس، روضۀ مکشوف و دردناکیَم هست 😭


خوب ❗ ️دوستان خوبم همه ی این حرفها رو زدم تا جواب یه شبهه رو بدم 👈 امام حسین چجوری مصیبت داغ ۱۸ تا از جونان بنی هاشم رو تحمل کرد ⁉ ️

چجوری مصیبت پر کشیدن و به خاک و خون افتادن یارانش او رو از پا ننداخت ⁉ ️

چگونه گلوی ذبح شده ی شش ماهش حسین رو دق نداد 😭

چرا جمع کردن بدن اربا اربای علی اکبر کار حسین رو تمام نکرد 😭

چجوری کنار نهر علقمه با دیدن بدن بی دست برادر چشمهای تیر خورده ، فرق شکافته حسین زبان به گله و شکایت باز نکرد 😭 😭

چجوری بی بی زینب این همه مصیبت و داغ روی داغ دیدن ، بار اسارت کشیدن رو تاب اورد و از اون بالاتر با سری برافراشته اینها رو زیبا توصیف کرد 😭 😭

دوستان خوبم❗ ️ برای پی بردن به جواب این چراها یه بار دیگه و این بار با دقت بیشتری تلنگر امروز رو بخونید 🍃

اون وقت توش عشق به خدا ، غرق شدن در خدا ، مقام رضا و تسلیم و خیلی صحنه های باور نکردنی می بینید که اباعبدالله دید و چشید ‼ ️🍃 #بخون #علی_علی
دیدگاه ها (۱)

مادر چند لحظه سکوت کرد و پرسید:«پس چرا با این همه کتاب خوندن...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️هیچ‌کس حرکت نکرد.جنا هنوز دست پاندورا را گ...

فیک: بابای سخت گیر من — part 14[سوآ پشت سر کوک وارد اتاق مطا...

پارت ۱۳ #پشت غرورتلیام هنوز عکس رو توی دستش گرفته بود.اِما آ...

🖤 پارت ۳۸ | «صدای پشت در»لانا فوراً برگشت سمت در.— «کی اونجا...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت یازدهم | انتخاب منزن هنوز جلوی در ایستاد...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۶ات با شنیدن حرف سامان، آرام به ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_22فصل یازدهم | ...

قسمت ۴ «ات» با آرامش لبخند کمرنگی زد و مستقیم به چشم‌های جون...

بچه ها! این ادامه پارت ۱۲ هست اگه ندیدید برین اول اونو بخونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط