@gaahi

@gaahi
#گاهی اما زمستان

نام یک فصل می شود

از دندان های تو سوز برف می آید

و خنده هایت چقدر به فاجعه نزدیکند

تو می خندی / من یخ می زنم

و دیگر سخت است بگویم چقدر دوستت دارم

و چقدر می ترسم از خیابان هایی

که به خانه ی تو می ریزند و

سقف اتاق من قندیل می بندد



من سردم است

و تمام رنگ های گرم دنیا را

زنان دیگری شال گردن بافته اند

من سردم است

و تمام خیابان های این شهر 

به خانه ای گرم می رسند 

که هر شب 

مردی در آن به سهم خود از زندگی رسیده است . 
#لیلاکردبچه
دیدگاه ها (۷)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

سناریو: ماه سرخ

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۶

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط