{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دخمــــــل بدツ

#دخمــــــل بدツ
شازدِهـ کوچولو پُرسید :[:person_bowing_deeply:🏻 ]
غَمگینـ تَر از اینکِهـ بیایـ و
کَسیـ از اومَدنتـ
خوشحالـ نَشِهـ چیِهـ؟
روباهـ گفتـ :[ 🐺 ]
[بریـ و کَسیـ متوجِهـ رَفتنتـ نَشِهـ]👌 🏻
دیدگاه ها (۴)

همه برای چند دقیقه‌ای، در همان وضعیتِ منجمد و بی‌حرکت، سر جا...

#قولی_که_شکست ###پارت ۳ فلش بک......۲۳ سال پیش همه خوش حال ب...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۹همه به مانیتور خیره شده بودند.ت...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

در خواستی یاندره باجی

📖 آکادمی آستریاپارت دوازدهم | «کلید»هوای آکادمی سنگین‌تر از ...

𝒫𝒶𝓇𝓉 17عقد با رئیس مافیا ات بین تهیونگ و هانا ایستاده بود.«ی...

.....پارت هفدهم.....

((جوانه عشق درقلبی سنگی))part:17(ویو تهیونگ)از خونه که اومدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط