{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق شیرین

عشق شیرین
پارت6
یکی ب صورت ترسناک و وحشیانه در زد

سوجین:واییی لعنت بش یعنی این کیه اینجوری در میزنه

ریوجین:بسملا بزا الان من میرم باز میکنم

ریوجین رفتو درو باز کرد اهههه لعنتی اون همسایه فضولمون بود ایششش

ریوجین:اوم خانم شین شما هستین بفرمایید

خانم شین:سلام دخترم داشتم میومدم خونه از پنجره دیدم چراغای خونتون خاموشه آخه نکه شما زود نمی‌خوابید گفتم شاید اتفاقی افتاده گفتم بیام ی سر بزنم

سوجین:آخه ب ت چ(توی ذهنش)

ریوجین:خب دیدید دیگه صحیح و سالمیم

خانم شین:آره ولی پدرتون کجاس

ریوجین:اون کار داشت رفته

خانم شین:آها باش پس مزاحم نشم

ریوجین:نبابا مراحمید
خیلی هم مزاحمی(توی ذهنش)

خانم شین رف

سوجین:اههه اینم زیادی فضوله ها باید همچیو بفهمه عجبااااا

ریوجین:وایی فق کم مونده بیاییم راجب این بحث کنیم ولش کن بابا

سوجین‌:خیلی خب باشه بیا ادامشو ببینیم

فیلمو دیدیم ساعت 1:30 بود رفتم دستشویی و مسواک زدم و آب برداشتم و رفتم تو اتاقم گوشیمو برداشتم و رو تخت خودمو پرت کردم

رفتم تو اینستا داشتم میچرخیدم یهو پیج پارک جونگ وو رو پیدا کردم رفتم توش دیدم وایی چ عکسای قشنگی داشت جدا دلم خواست فالوش کنم پس فالوش کردم

جونگ وو ویو

داشتم تو اینستا میچرخیدم دیدم یکی فالوم کرد رفتم تو پیجش وایی ببین کیه لی سوجین چ عکسایی داشت خدایی در کل دختر خوشگلی بود منم فالوش کردم.
(پایان جونگ وو ویو😐)

دیدم ک اونم منو فالو کرد نمیدونم چر ولی ذوق کردم

گیتارمو برداشتم و شروع کردم آهنگ جدیدی ک یاد گرفته بودمو زدم و بعد نشستم کتاب خوندم تقریبا یک ساعتی گیر کتاب خوندن بودم بعدش خوابم گرفت و خوابیدم


با صدای تخمی آلارم گوشیم بیدار شدم...
دیدگاه ها (۱)

عشق شیرینپارت7با صدای تخمی آلارم گوشیم بیدار شدم و مث همیشه ...

عشق شیرینپارت8رفتم تو کلاس دیدم مینجی پیش جونگ ننشسته واقعا ...

داشتیم با ماشین میرفتیم خونه............سوجین:جی وو من هنوز ...

عشق شیرینپارت4رفتم پایین پیش ریوجین و پدر منتظر جی وو موندمپ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 21ات ویو رفتم اون وو همیو دیدم همی داشت تعریف میکرد . ه...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

پارت ۴ (سرنوشت)

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت ۲۶

(کشتار مافیا) «پارت 2»و مثل دیونه ها داشت میخندید وهمینطور ...

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط