دوتا ساعت خرید یکی برا من یکی برا خودش بهم گفت تا وقتی ای

دوتا ساعت خرید یکی برا من یکی برا خودش بهم گفت تا وقتی این ساعت کار کنه کنارت میمونم تا اون موقع از دستت در نیارش
ناراحت شدم پیش خودم گفدم مگه این ساعت چقد میخواد کار کنه؟بالاخره باتریش تموم میشه و از کار میوفته.خیلی دوسش داشم•نمیخاستم از دسش بدم..
رفتم ساعت فروشی،اقا چندتا باتری برا این ساعت میخاستم
میخاستم تا باتریش تموم نشده فوری عوضش کنم
ساعت فروش یه نگا انداختو لبخند زد..
این ساعت باتری نمیخوره با نبض مچ دست کار میکنه هیچ وقت از دستتون درش نیارید:😔 💔
#دلتنگـی
#💔
دیدگاه ها (۱)

خب متأسفانه داستان کثشعرماپلود نشد🌝💔💔(من چرا اینقدر بدبختم؟)...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_35فصل شانزدهم |...

فیک تهیونگ. دوباره تو

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۸ *رضا*خواستم آرش(مو فرفری حنایی)ر...

فیک جونگکوک

صدای محکم بسته شدن در ماشینی از پایین رشته فکراش رو پاره پار...

پارت 42 𐙚ویو آت:با چیزی که دیدم، واقعاً کپ کردم... 😳همون‌جا ...

دوتا ساعت خرید یکی برا من یکی برا خودش بهم گفت تا وقتی این س...

دوتا ساعت خرید ، یکی برا من یکی برا خودش ، بهم گفت: تا وقتی...

دوتاساعت خريد يكی برای خودش يكی برای من...بهم گفت تاوقتی اين...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط