دوتاساعت خريد يكی برای خودش يكی برای من...بهم گفت تاوقتی

دوتاساعت خريد يكی برای خودش يكی برای من...بهم گفت تاوقتی اين ساعت كار ميكنه كنارت ميمونم تا اون موقع از دستت درنيارش!ناراحت شدم...پيش خودم گفتم مگه اين ساعت چقد ميخواد كار كنه؟؟بالاخره باتريش تموم ميشه و از كار ميوفته...
خيلی دوسش داشتم نميخواستم
از دستش بدم رفتم ساعت فروشی
_آقا ببخشيد چندتا باتری برای اين ساعت ميخواستم(ميخواستم تا باتريش تموم نشده فوری عوضش كنم)
ساعت فروش يه نگاه به ساعت انداختو لبخند زد...
+اين ساعت باتری نميخوره با نبض مچ
دست كار ميكنه،از دستتون درنیاریدش!❤
دیدگاه ها (۱۶)

خب متأسفانه داستان کثشعرماپلود نشد🌝💔💔(من چرا اینقدر بدبختم؟)...

خودکار ابری

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_35فصل شانزدهم |...

وقتی خون آشام بود❣️پارت ۲با حس دید تار و سرگیجه پاشدم...نور ...

فیک جونگکوک

چند پارتی

My lovely neighbor part : ۷۶

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

#میشه_خورشید_من_بشی؟ جونگین/سوآپارت: ۵جی‌وای‌پی تاییدم کردم ...

Custom bride part : ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط