سکوت اتاق با روشن شدن ، تلویزیون در هم شکست ....
سکوت اتاق با روشن شدن ، تلویزیون در هم شکست ....
گوینده اخبار با صدای رسا ، بازگشت شهیدان غواص به وطن .....
آرام صدای تلویزیون را کم کرد ، تا مادر در اتاق مجاور نشنود ....
اما دیر شده بود ....
مادر را در چارچوب در اتاق دید، دست بر در ایستاده ، به ترکی گفت : بالامسان اوجات ، فرزندم بلند کند ...
گفتم آنا هیچ دئمیر ، گفتم مادر هیچی نمیگه ...
به سمتم آمد ، خودش صدا را بلند کرد و نشست مقابل تلویزیون ....
وقتی صحنه ای از پیکر های دست بسته غواص ها را نشان داد ....
دیدم مادرم دستانش را به هم قفل کرده و زمزمه میکند ..
باقلان قولارا آنا قوربان ...
مادر فدای دستای بسته ات ...
دئلسیز اولان بالام لای لای ...
لای لای پسر زبان بسته ام ...
آنا قوربان باقلان گوزلره ...
مادر فدای چشمای بسته ات ...
اوجا قامتوا آنا قوربان ...
مادر فدای قامت بلندت ...
فرزندان ایران ، به آغوش مادرانتان خوش آمدید ....
*N*
گوینده اخبار با صدای رسا ، بازگشت شهیدان غواص به وطن .....
آرام صدای تلویزیون را کم کرد ، تا مادر در اتاق مجاور نشنود ....
اما دیر شده بود ....
مادر را در چارچوب در اتاق دید، دست بر در ایستاده ، به ترکی گفت : بالامسان اوجات ، فرزندم بلند کند ...
گفتم آنا هیچ دئمیر ، گفتم مادر هیچی نمیگه ...
به سمتم آمد ، خودش صدا را بلند کرد و نشست مقابل تلویزیون ....
وقتی صحنه ای از پیکر های دست بسته غواص ها را نشان داد ....
دیدم مادرم دستانش را به هم قفل کرده و زمزمه میکند ..
باقلان قولارا آنا قوربان ...
مادر فدای دستای بسته ات ...
دئلسیز اولان بالام لای لای ...
لای لای پسر زبان بسته ام ...
آنا قوربان باقلان گوزلره ...
مادر فدای چشمای بسته ات ...
اوجا قامتوا آنا قوربان ...
مادر فدای قامت بلندت ...
فرزندان ایران ، به آغوش مادرانتان خوش آمدید ....
*N*
- ۱.۰k
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط