در چنین روزی خدا یکی از فرشته هاشو به زمین تبعید کرد

در چنین روزی خدا یکی از فرشته هاشو به زمین تبعید کرد
تبعید کرد که روی زمین مواظب خیلیا باشه..
ولی‌ نمی‌دونست آدمها کم کم ب فرشتش عادت میکنن
دوستش میشن و حتی عاشقش
فرشته تنها بود
از آدم ها هراس داشت
نمیخاست رو زمین بمونه
میخواست برگرده بهشت
ولی بهشت بسته بود
بی شک بهشتم لیاقت همچنین فرشته ایو نداشت
مدت زیادی گذشت تا فرشته ب انسانها عادت کنه
در میون تمامی ادم ها عده ای از اونا سعی کردن با فرشته دوست بشن و بعد چندین ماه فرشته به دوستی تبدیل شد ک تموم افتخار آدمها شد
فرشته با آدما بزرگ شد
خندید، گریه کرد، عاشق شد، و به دوستاش وابسته شد جوری ک از بهشت دوری می‌کرد
زندگی بین آدمها واسه فرشته خیلی عجیب بود
سالگرد زمینی شدن فرشته رسید، دوستاش خیلی ازش دور بودن ولی وجود فرشته کوچولوی یک سال بزرگتر شده رو در عمق قلبشون حس میکردن
هیچوقت دوستاش فکر نمی‌کردن فرشته بشه نوری که روی پیانو های خاک خورده تنشون میتابه
انسان - ازت ممنونم که ب زمین اومدی
بی شک رنگ آبی با وجود تو در پاییز کشیده شد
معنی گرفت و باعث زیبایی یک جهان شد، و در نهایت در هر روز پاییزی نمایان گر وجود تو به بازتاب آسمان شد
تولدت مبارک موسیقی پاییز...!))
دیدگاه ها (۱)

پارت ۹ — یک اتفاق سادهچند روز دیگه هم گذشت.یورا کم‌کم داشت ب...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPART 2,1__صدای شلیک__س...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و ازعبادت او به خاطر م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

Part 3

بچه های این کانال نتنها از اتفاقاتی ک برای دنبا میوفته سوپرا...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

007-پنهان در مه - پارت ۸۹

(✨امروز روزیه که جهان هستی نورانی شد و طعم خوشبختی رو چشید✨)...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط