sorry to Im not sorry!
پارت ۱ :
تهیونگ بعد از مرتب کردن چیپسای داخل قفسه به پشت خم شد و قلنج کمرشو شکست.
_اههه..واقعا نمیتونم..اون حرومزاده چطور دلش اومد باهام اینکارو بکنه؟؟؟
بغض توی گلوش جمع شد و برای چندثانیه حس و حال خانوادهی گرمش و محبتای اونا قبل از بیرون پرت شدنش از خونه بهش دست داد.
چشمهای درشت و زرد رنگِ اشکیش، زیر موهای فر طلاییش قایم شده بودن و معلوم نبود که پسر از بغض داره منفجر میشه.
_مامان..چرا رفتی و منو با اون احمق تنها گذاشتی که الان تکپسرت مجبوره بخاطر یه جای خواب دست و پا بزنه
دست سفیدشو روی قلبش برد و اروم نفس عمیقی کشید. کیم تهیونگ قبل از فوت مادرش هیچوقت مورد قضاوت دیگران مخصوصا پدرش قرار نمیگرفت! چون مادرش همیشه ازش محافظت میکرد.
اما بعد از فوت... به اون لقب بچه لوس و سلیطهرو دادن... این عادلانه نبود!
_مامان...تو بهم گفتی تا اخرش پیشمی...ولی الان...
صدای باز شدن در فروشگاه به گوش تهیونگ رسید و باعث شد با سرعت دستاشو روی صورتش ببره و سریع اشکاشو پاک کنه.
لباساشو مرتب کرد و سمت پیشخوان دوید که متوجه رایحهی غلیظ و تند یه آلفا شد.
با تردید پشت میز رفت و درحالی که چشمهاش از زیر موهای فرش داشتن اون مرد عضلهایی که وارد فروشگاه شد رو دید میزدن، متوجه تتوهای نمایان و چشمگیر روی دست مرد جوون شد!
چشمهاش روی صورت جذاب و موهای تیغ زدهی مرد قفل شد و با هر قدم مرد به داخل فروشگاه، بوی الفایی مرد قوی تر میشد.
بعد از اینکه دید اون آلفا سمت قفسههای نوشیدنی رفت، اروم زمزمه کرد
_اون یارو مسته از چشمای تیز و خمارش معلومه چقد مشروب خورده..باید مواظب باشم
تهیونگ پشت میز نشست و از پشتِ مانیتورِ دوربینمداربسته، حرکات و لباسهای مرد رو دید میزد و وقتی مرد چند بطری سوجو برداشت و بیخیال سمت پیخوان قدم برداشت، تهیونگ دستپاچه از جاش بلند شد و به مرد خیره شد.
TEA :
لعنتی..چه دارکاستایلی زده این یارو!!!
عضلهی دستاش از هیکل من بیشتره..
وقتی داشتم سوجوهایی که رو میز گذاشته بود رو حساب میکردم به صورتش نگاه کردم که...
اون چشمای تیز و سیاهش..اون خط فکش که از چاقوی میوهخوری رییس تیز تره..
اون..بدن گُر گرفتش..
اه لعنت بهش..اون خیلی جذابه!
ولی حیف..قطعا همچین آلفایی جفت برای خودش پیدا کرده
همچین کراشی نمیتونه تنها باشه!
تو هوا میزننش..
داشتم با خودم جذابیت اون مرد رو تحسین میکردم که یهو صدای بمشو شنیدم که داشت با هشدار به گوشم میرسید!
× هی..منحرفی چیزی هستی؟؟
پایان...
نه بابا ادامه دارد!
اگه لایک نکنی، دول خیاری توت🙂☺
#jhope #kpop #bts #army #suga #kook #kim #sope #namjin #vkook #yunmin #hoseok #namjoon #jin #jimin #teayoung #suga #hope #tpop #bl #mbti #estp #entp #enfp #esfp #estj #entj #esfj #enfj #intp #istp #infp #isfp #intj #istj #infj #isfj
تهیونگ بعد از مرتب کردن چیپسای داخل قفسه به پشت خم شد و قلنج کمرشو شکست.
_اههه..واقعا نمیتونم..اون حرومزاده چطور دلش اومد باهام اینکارو بکنه؟؟؟
بغض توی گلوش جمع شد و برای چندثانیه حس و حال خانوادهی گرمش و محبتای اونا قبل از بیرون پرت شدنش از خونه بهش دست داد.
چشمهای درشت و زرد رنگِ اشکیش، زیر موهای فر طلاییش قایم شده بودن و معلوم نبود که پسر از بغض داره منفجر میشه.
_مامان..چرا رفتی و منو با اون احمق تنها گذاشتی که الان تکپسرت مجبوره بخاطر یه جای خواب دست و پا بزنه
دست سفیدشو روی قلبش برد و اروم نفس عمیقی کشید. کیم تهیونگ قبل از فوت مادرش هیچوقت مورد قضاوت دیگران مخصوصا پدرش قرار نمیگرفت! چون مادرش همیشه ازش محافظت میکرد.
اما بعد از فوت... به اون لقب بچه لوس و سلیطهرو دادن... این عادلانه نبود!
_مامان...تو بهم گفتی تا اخرش پیشمی...ولی الان...
صدای باز شدن در فروشگاه به گوش تهیونگ رسید و باعث شد با سرعت دستاشو روی صورتش ببره و سریع اشکاشو پاک کنه.
لباساشو مرتب کرد و سمت پیشخوان دوید که متوجه رایحهی غلیظ و تند یه آلفا شد.
با تردید پشت میز رفت و درحالی که چشمهاش از زیر موهای فرش داشتن اون مرد عضلهایی که وارد فروشگاه شد رو دید میزدن، متوجه تتوهای نمایان و چشمگیر روی دست مرد جوون شد!
چشمهاش روی صورت جذاب و موهای تیغ زدهی مرد قفل شد و با هر قدم مرد به داخل فروشگاه، بوی الفایی مرد قوی تر میشد.
بعد از اینکه دید اون آلفا سمت قفسههای نوشیدنی رفت، اروم زمزمه کرد
_اون یارو مسته از چشمای تیز و خمارش معلومه چقد مشروب خورده..باید مواظب باشم
تهیونگ پشت میز نشست و از پشتِ مانیتورِ دوربینمداربسته، حرکات و لباسهای مرد رو دید میزد و وقتی مرد چند بطری سوجو برداشت و بیخیال سمت پیخوان قدم برداشت، تهیونگ دستپاچه از جاش بلند شد و به مرد خیره شد.
TEA :
لعنتی..چه دارکاستایلی زده این یارو!!!
عضلهی دستاش از هیکل من بیشتره..
وقتی داشتم سوجوهایی که رو میز گذاشته بود رو حساب میکردم به صورتش نگاه کردم که...
اون چشمای تیز و سیاهش..اون خط فکش که از چاقوی میوهخوری رییس تیز تره..
اون..بدن گُر گرفتش..
اه لعنت بهش..اون خیلی جذابه!
ولی حیف..قطعا همچین آلفایی جفت برای خودش پیدا کرده
همچین کراشی نمیتونه تنها باشه!
تو هوا میزننش..
داشتم با خودم جذابیت اون مرد رو تحسین میکردم که یهو صدای بمشو شنیدم که داشت با هشدار به گوشم میرسید!
× هی..منحرفی چیزی هستی؟؟
پایان...
نه بابا ادامه دارد!
اگه لایک نکنی، دول خیاری توت🙂☺
#jhope #kpop #bts #army #suga #kook #kim #sope #namjin #vkook #yunmin #hoseok #namjoon #jin #jimin #teayoung #suga #hope #tpop #bl #mbti #estp #entp #enfp #esfp #estj #entj #esfj #enfj #intp #istp #infp #isfp #intj #istj #infj #isfj
- ۳.۲k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط