گاهی باید رفت

گاهی باید رفت
باید نسخه ی فاصله گرفتن را برایِ خود پیچید
باید از تمامِ بی مهری و بی انصافیِ دنیا دور شد
جوری
که هیچکس نفهمد...
کاش جایِ ساکتی برایِ تبعید شدن بود
این روزها ، شعور و احساسم درد می کند
خسته ام
از تمامِ دنیا
از نقاب ها و موجوداتِ کوکی و آهنیِ این بازیِ تکراری
از چشم هایِ بیدار و اندیشه هایِ خوابیده
حالِ من خوب نیست
می خوابم
اگر خدا را این حوالی دیدید
بیدارم کنید
سرم برایِ مناظره با او
بدجور درد می کند
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://telegram.me/monlightyy/foad
دیدگاه ها (۲)

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

♨️بقائی: دنیا فریب روایت‌های دروغین آمریکا را نمی‌خورد🔹اسماع...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیا.ت: «کوکی… باید باهات حرف بز...

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

.....پارت ششم....

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط