سناریو

سناریو
وقتی تو محرم اومدید ایران و
تو دسته یکی رو میبینه ک علم برداشته تنهایی و بلندش کرده

نامجون : یااا قمر بنی هاشم برگامممم « و اینجا متوجه میشی ک مامانت تمام قسم های خدا و پیغمبری رو یادش داده»


جین : منم میتونم بزار برم « ات بشین تو خمس اون هم نمیتونی برداری»


یونگی: یا پشم الان کمرش می‌شکنه


جی هوپ: نه بخدا مادر جون اون کمک نمی‌خواد بخدا من همه چیز دارم نیاز ب نظر امام نیست نهههه ات منو میخواد مامانت بفرسته اون زیر « ات زیر چیه 😐 علم حرمت داره »

جیمین : ولی عجب کمربندی ها تا شونه ش می‌ره یا پی دی نیم داره میاد اینور


تهیونگ : برم ؟ کمک نمی‌خواد ؟ چیزی نیست ک بابا اونجوری عرق کرده


جانگ کوک :
همونطور که در ب در دنبال سوپر مارکتی چون شیر موز میخواد یهو میبینه ی عالمه آدم جلوش یکی ک ی چیز بزرگ برداشته داره میاد پشماش می‌ریزه
کوک : اتتتت فرار کن حمله کردننن
ات : اون ی رسمه کوک ابرومونو‌ بردیییی
#بی_تی_اس
#ما_پشت_بی_تی_اس_هستیم
#کیم_نامجون
#کیم_سوکجین
#مین_یونگی
#جانگ_هوسوک
#پارک_جیمین
#کیم_تهیونگ
#جئون_جانگکوک
#شوگا
#جی_هوپ
#کوک
#نامجون
#جین
#جیمین
#تهیونگ
#ویمین
#ویکوک
دیدگاه ها (۲۱)

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

احتمالا شب امضای برجامم ریخته بودن بیرون ب قر و فر دادناحتما...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

چندپارتی

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

پارت ۱۹۵

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

#برادر ناتنی من

Part²⁹ازش دور شدیم جونگکوک: که فقط تورو می‌زارم رو کولم؟(با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط