پارت ۳
اعضا به مقصد مورد نظر رسیدن. یه ویلای بزرگ با یه استخر، حیاط، پارک و و و...
ماشین چان:
سری: وایی عشقم اینجا چه باحاله!!
چان پیشونی سری رو بوسید و چیزی دم گوشش زمزمه کرد.
جنی هم که پشت نشسته بود داشت عشق و عاشقی اون دوتا رو میدید. خب... درد داره میدونی..؟ دیدن کسی که هنوزم از ته قلبت دوسش داری با یکی دیگه... دردش از تیر خوردن هم بیشتره...
این صدای درون جنی بود که انگار میخواست خودشو آروم کنه...
ویو میا:
به جنی اونی نگا کردم دیدم داره با لبخند چان اوپا و سری رو نگا میکنه. لبخندش میلرزید و قشنگ معلوم بود که داره از درون نابود میشه. میتونستم برق اشک رو تو چشاش ببینم ولی زود پلک زد و مخفیش کرد. دلم براش میسوزه...
ویو راوی:
همه به ویلا رسیدن و رفتن داخل تا وسایلاشون رو بچینن.
اون ویلا زیادی بزرگ و باشکوه بود. رفتن به اتاق های خودشون که...
منو برسونید به حداقل ۲۵ تا لایک پارت بعد رو میزارم.
ماشین چان:
سری: وایی عشقم اینجا چه باحاله!!
چان پیشونی سری رو بوسید و چیزی دم گوشش زمزمه کرد.
جنی هم که پشت نشسته بود داشت عشق و عاشقی اون دوتا رو میدید. خب... درد داره میدونی..؟ دیدن کسی که هنوزم از ته قلبت دوسش داری با یکی دیگه... دردش از تیر خوردن هم بیشتره...
این صدای درون جنی بود که انگار میخواست خودشو آروم کنه...
ویو میا:
به جنی اونی نگا کردم دیدم داره با لبخند چان اوپا و سری رو نگا میکنه. لبخندش میلرزید و قشنگ معلوم بود که داره از درون نابود میشه. میتونستم برق اشک رو تو چشاش ببینم ولی زود پلک زد و مخفیش کرد. دلم براش میسوزه...
ویو راوی:
همه به ویلا رسیدن و رفتن داخل تا وسایلاشون رو بچینن.
اون ویلا زیادی بزرگ و باشکوه بود. رفتن به اتاق های خودشون که...
منو برسونید به حداقل ۲۵ تا لایک پارت بعد رو میزارم.
- ۶۰۰
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط