p⁶

p⁶

جیمین.. یه حسی داشت که قابل توصیف نبود

از دیدن ات ذوق کرده بود ولی نشونش نداد

شایدم نباید اینکارو میکرد

تا هم خودشو خوشحال میکرد هم ات رو..

تو همین فکرا بود که موبایلش زنگ خورد.. تهیونگ بود

_ بله

÷ کجایی؟ اون مرتیکه کانگ دنبالت میگرده

_ برای چی؟ الان چرا؟

÷ چمیدونم میخواد ببینتت

_ کجا برم؟

÷ برو گانگنام.. اونجا میخواد ببینتت همین الان

_ باشه...

ات ویو:

به خونه رسیدم.. جینا هم خونه بود

× ات؟ خوبی؟

+ نه

× چیشده؟ *نگران*

ات تمام داستان رو برتی جینا تعریف کرد

ولی با گریه..

جینا هم قربون صدقش میرفت و سعی میکرد آرومش کنه

ولی نمیشد..

جینا تاحالا این حسو تجربه نکرده بود برای همین نمیتونست کامل درکش کنه

ولی تمام توانشو برای آروم کردنش گذاشت

×میخوای بریم سمت رودخونه هان قدم بزنیم شاید حالت خوب بشه؟

+ اوهوم *گریه*

( رودخونه هان توی گانگنامه اگه اشتباه نکنم )

" نیم ساعت بعد "

جیمین و اقای کانگ.. توی کافه ای جلوی رودخانه هان بودن

و باهم صحبت میکردن

" اقای کانگ: & "

& جناب پارک.. از شما دعوت میکنم فردا شب به بار بیاین تا قرارداد کامل انجام بشه

_ ایرادی نداره..

جیمین نگاهش به بیرون از کافه برخورد کرد
دیدگاه ها (۷)

dark life = 26

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۶ | حساسیت ته ✦╰─...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 32صبح روز بعد...

ویو هان :_ات خواهش میکنم می دونم ناراحتی ولی من بیشتر ناراح...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#دوپارتیپارت¹همچی عا...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

the lost leaves/رمان جیمین

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط