عضو هشتم BTS
p¹⁰
تو در گوش کوک : ولی من میخواستم با. اون ماشین برم
کوک خم شد. در گوشت : نمیشه اونجا. جایه یه نفر بود اما ما دو نفریم نکنه میخوایی روی. پایه من. بشینی[ خنده. های شیطانی ]
یه دونه اروم خوابوندی توی. دهنش : دهن گندتو ببند [ یعنی سیلی اروم زدی. نباید خودتو لو میدادی که بوکس کارو کارته کار میکنی ]
همه. سرشون داخل. گوشی بود و متوجه نشدن
خواستی. دوباره بزنی که. دستت رو گرفت
کوک. : ببین من معذ ... [نزاشتی حرفشو کامل کنه ]
ا/ت: لازم نیست. معذرت خواهی کنی ولی دیگه مساوی شدیم من دیگه معذرت خواهی نمیکنم
[بعد نزدیک صورتش شدی و صاف توی چشمای. سیاه. براقش. نگاه میکردی و با اخم گفتی ]
ا/ت: ولی باید. تواس این محکم گرفتنای دستمو رو ببینی
کوک قرمز شده بود [چون قدت نمیرسید. پریده. بودی. بغلش ]
اومدی پایین و. زدی. زیر خنده
جیمین : چته؟
ا/ت : اینو ببین مثل توتفرنگی قرمز. شده. 🤣
ته: واییییی. کوک چرا اینجوری شدی ؟ تاحالا اینجوری ندیده بودمت ؟ [ بعد از خنده. پاره شد ]
کوک. یه نگاه به گوشش انداخت و رفت. آب بخوره که یکم خنک بشه
[کوک توی ذهنش ]
کوک: من چم شده ؟ اصلا. تقصیر من نبود اون. پرید بغلم. [یه نیش خند زد و گفت ] ولی خیلی. کیوت و خوشگله بچه کوچولو اوخدااااا دلم میخواد لهش کنم [یهو. یادش اومد. دستو. ول کرده. سریع. دویید. سمت و. دستتو محکم گرفت ]
ا/ت با این. قیافه 😫😑:باز دیونه شد بخدا فرار نمیکنم. قول میدم
کوک: من دیگه بهت اعتماد ندارم
ا/ت : همچنین
بچه ها. اومدن. و. سوار ماشین شدین و رفتیم. سمت کلاپ و اونجا اجازه نمیدادن که ا/ت بیاد. داخل
ا/ت : بریم اونجایی که من کار میکردم. اونجا اجازه میدن که. بیام داخل
همه :بریم
رفتین جایی که ا/ت کار میکرد و آونجا راش. دادن و رئیس و. کارمندان خیلی با ا/ت راحت بودن و بغلش میکردن
وکوک داشت از. حرص میمرد و همش اونا رو. از تو جدا میکرد ولی بازم بهت می چسبیدن که دیگه خسته شدی و. یهو از حالت خنده و شوخی برگشتی به جدی و. جدی شدی
ا/ت: خوب بسه دیگه. پرو نشین برین اون طرف گرمه
[یکی از. کار مندان اونجاو رئیس که دوست ا/ت بود . گفت ]
(اسمش. الکس بود و یوری. رئیس بود)
الکس : ا/ت. تو هنوز. بد اخلاقی چند وقته ندیدیمت
ا/ت: دیگه نمیتونم بیام اومدم برای آخرین بار خداحافظی کنم
رئیس : فهمیدیم که چیه کسی شدی
ا/ت: منو به زور بردن وگرنه نمیخواستم برم
رئیس : اره اره تو. خودت هیچ کاری نمیکنی به زور وادارت میکنن که انجام بدی
ا/ت: آقای. یوری میخوایین. تر بزنم بهتون ؟ 😁
یوری : تو رو من چه جوری تحمل کردم [برگشت سمت اعضا و گفت ] بزارین یه رازی دربارهی. ا/ت بگم این دختر خیلی. لج بازه [کوک. پرید وسط حرفش (با کلافه ای ) ]
کوک: خودمون. میدونیم تازه از شرش خلاص شدیم
یوری : تنها یه راه داره که دست از لج بازیش برداره...
ا/ت: یوری. خفه شو
یوری : نمیخوام
الکس : باید براش خوراکی و غذا و از همه مهم تر شیر. موز بگیرین تا دست از. لجبازی برداره
شوگا: یعنی مثل دخترای دیگه لباس و لوازم آرایشی. نمیخواد؟ [با تعجب ]
الکس : چرا میخواد ولی اینا. اولویته با اینا بیشتر. راضی میشه ...
اهم اهم
کرم دارم
تو در گوش کوک : ولی من میخواستم با. اون ماشین برم
کوک خم شد. در گوشت : نمیشه اونجا. جایه یه نفر بود اما ما دو نفریم نکنه میخوایی روی. پایه من. بشینی[ خنده. های شیطانی ]
یه دونه اروم خوابوندی توی. دهنش : دهن گندتو ببند [ یعنی سیلی اروم زدی. نباید خودتو لو میدادی که بوکس کارو کارته کار میکنی ]
همه. سرشون داخل. گوشی بود و متوجه نشدن
خواستی. دوباره بزنی که. دستت رو گرفت
کوک. : ببین من معذ ... [نزاشتی حرفشو کامل کنه ]
ا/ت: لازم نیست. معذرت خواهی کنی ولی دیگه مساوی شدیم من دیگه معذرت خواهی نمیکنم
[بعد نزدیک صورتش شدی و صاف توی چشمای. سیاه. براقش. نگاه میکردی و با اخم گفتی ]
ا/ت: ولی باید. تواس این محکم گرفتنای دستمو رو ببینی
کوک قرمز شده بود [چون قدت نمیرسید. پریده. بودی. بغلش ]
اومدی پایین و. زدی. زیر خنده
جیمین : چته؟
ا/ت : اینو ببین مثل توتفرنگی قرمز. شده. 🤣
ته: واییییی. کوک چرا اینجوری شدی ؟ تاحالا اینجوری ندیده بودمت ؟ [ بعد از خنده. پاره شد ]
کوک. یه نگاه به گوشش انداخت و رفت. آب بخوره که یکم خنک بشه
[کوک توی ذهنش ]
کوک: من چم شده ؟ اصلا. تقصیر من نبود اون. پرید بغلم. [یه نیش خند زد و گفت ] ولی خیلی. کیوت و خوشگله بچه کوچولو اوخدااااا دلم میخواد لهش کنم [یهو. یادش اومد. دستو. ول کرده. سریع. دویید. سمت و. دستتو محکم گرفت ]
ا/ت با این. قیافه 😫😑:باز دیونه شد بخدا فرار نمیکنم. قول میدم
کوک: من دیگه بهت اعتماد ندارم
ا/ت : همچنین
بچه ها. اومدن. و. سوار ماشین شدین و رفتیم. سمت کلاپ و اونجا اجازه نمیدادن که ا/ت بیاد. داخل
ا/ت : بریم اونجایی که من کار میکردم. اونجا اجازه میدن که. بیام داخل
همه :بریم
رفتین جایی که ا/ت کار میکرد و آونجا راش. دادن و رئیس و. کارمندان خیلی با ا/ت راحت بودن و بغلش میکردن
وکوک داشت از. حرص میمرد و همش اونا رو. از تو جدا میکرد ولی بازم بهت می چسبیدن که دیگه خسته شدی و. یهو از حالت خنده و شوخی برگشتی به جدی و. جدی شدی
ا/ت: خوب بسه دیگه. پرو نشین برین اون طرف گرمه
[یکی از. کار مندان اونجاو رئیس که دوست ا/ت بود . گفت ]
(اسمش. الکس بود و یوری. رئیس بود)
الکس : ا/ت. تو هنوز. بد اخلاقی چند وقته ندیدیمت
ا/ت: دیگه نمیتونم بیام اومدم برای آخرین بار خداحافظی کنم
رئیس : فهمیدیم که چیه کسی شدی
ا/ت: منو به زور بردن وگرنه نمیخواستم برم
رئیس : اره اره تو. خودت هیچ کاری نمیکنی به زور وادارت میکنن که انجام بدی
ا/ت: آقای. یوری میخوایین. تر بزنم بهتون ؟ 😁
یوری : تو رو من چه جوری تحمل کردم [برگشت سمت اعضا و گفت ] بزارین یه رازی دربارهی. ا/ت بگم این دختر خیلی. لج بازه [کوک. پرید وسط حرفش (با کلافه ای ) ]
کوک: خودمون. میدونیم تازه از شرش خلاص شدیم
یوری : تنها یه راه داره که دست از لج بازیش برداره...
ا/ت: یوری. خفه شو
یوری : نمیخوام
الکس : باید براش خوراکی و غذا و از همه مهم تر شیر. موز بگیرین تا دست از. لجبازی برداره
شوگا: یعنی مثل دخترای دیگه لباس و لوازم آرایشی. نمیخواد؟ [با تعجب ]
الکس : چرا میخواد ولی اینا. اولویته با اینا بیشتر. راضی میشه ...
اهم اهم
کرم دارم
- ۵۱.۸k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط