ازم پرسیدی، عشق مثل چی می‌مونه؟

ازم پرسیدی، عشق مثل چی می‌مونه؟
گفتم، عشق مثل بارونه...
گاهی اونقدر محکم و بی‌رحمانه می‌باره، که واسه فرار کردن ازش، می‌خوای برگردی و از ادامه‌ی راه منصرف شی
یا یک چتر تهیه می‌کنی و با احتیاط به راهت ادامه می‌دی...
اما، بعضی وقت‌ها هم، این بارون خیلی آروم و بی سر و صدا می‌باره‌، جوری که تازه تو نیمه‌های راه می‌فهمی خیس شدی و راه برگشت هم خیلی طولانیه... عشق همیشه آدم رو غافلگیر می‌کنه
مثلِ بارون...
دیدگاه ها (۲)

سناریو کازوتورا درخواستی

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟺 | یک قدم نزدیک‌ترروز بعد، ساعت چهار عصر.ا/ت جلو...

پارت ۴۶ | حقیقتتهیونگ چند دقیقه بعد از اتاق بیرون اومد.لینا ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.اِریا کنار پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط