{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدای مهربان...!

خدای مهربان...!
بارها مهربانیت را به من نشان دادی ...
وجودت را با تمام وجودم لمس می‌کنم ...
زیبای من نفس به نفس احساست می‌کنم ...
چه زیبا و نورانی می‌درخشی
دل تاریکم را روشن کن
مهربانم بار دیگر دستم را بگیر
می‌ترسم، می‌ترسم گم شوم ....

خدایا....
هیچوقت خودم را بدون تو بی نگاهت ،
بی محبتت، بی لطف و مهربانیت ندیدم
خدایم من را رها نکن تنهایم نگذار
نگذارم به حال خویش
مهربانم تنهاییم را تو مرحمی دلداریم ده
با من مهربان باش....
دستم را بگیر، که تنها تو ماندی برایم
بلند کن این خسته‌ی راه زندگی را
تنهایم نگذار
دیدگاه ها (۲۱)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

پارت ۱۱

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۶ | حساسیت ته ✦╰─...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط