#پرنسس_من🤍🥂

#پرنسس_من🤍🥂
#part_67

جوابشو ندادم و داشت به جایی که نمیدونم کجا بود میرفت... بلاخره رسیدیم کلاهمو در اوردم‌ و دادم بهش...

• از اینطرفا آقای جئون؟

با وحشت دست جونگکوک رو محکم گرفتم... این واقعا خودشه؟؟... اینجا چیکار میکنه؟

فکر کنم جونگکوک فهمید که اون کیه چون دستمو گرفت

+ پشت سرم وایسا

رفتم پشت سرش

• یون سوک؟... واو چه فضای دل نشینی!

بعد از گفتن این حرفش شروع کرد به قهقه خندیدن

- مرض! ( آروم میگه طوری که اون شخص نمیشنوه )

+ هیس!

- جونگکوک توروخدا بیا برگردیم... اصلا چرا اومدی اینجا؟

• کجا میخوای بری؟... نمیخورمت!

- کسی با تو حرف نزد!

+ بیخیال... دعوت نمیکنی؟

• بیاین تو..

- میفهمی داری چیکار میکنی؟

+ اره!
دیدگاه ها (۳۰)

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

طبقه ۱۲پارت اول🚬علامت ها:داهی+جونگکوک_نایا*بقیه اعضا!ویو داه...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

#پرنسس_من🤍🥂#part_22به محض اینکه این حرفم تموم شد صدای جیغ یو...

یون سوک: خیلی سخت بود اینکه بعد از مدت ها خواهرم رو ببینم او...

#پرنسس_من🤍🥂#part_40+ خوشت میاد خودت برو باهاش لـ،،،ـاس بزن!ب...

برادر غیرتی من

fake kookpart*⁶⁴از دید بورابورا: ببخشید زن عمو یونا داره گری...

فیک جیمین(عشق حقیقی)p³

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط