fake kook
fake kook
part*⁶⁴
از دید بورا
بورا: ببخشید زن عمو یونا داره گریه میکنه کجا میتونم برم لباسشو عوض کنم
م: تو اون اتاق
بورا: من میرم لباسشو عوض میکنم سریع برمیگرم
م: برو عزیزم
یونا بردم تو اتاق
از دید کوک
صدای پا شنیدم سریع رفتم پشت در در باز شد
بورا: کسی پشته دره
جوابشو ندادم که اومد داخل اتاق و نگام کرد
بورا: جونگکوک
کوک: هیشش
بورا: تو اینجا چیکار میکنی
کوک: اومده بودم پیش ا.ت
بورا: اگه جونگهو بفهمه چی
کوک: نمیفهمه برو ا.ت رو بگو بیاد
بورا: تا لباس یونا رو عوض کنم بعد
کوک: بورا من وقت نکردم زیاد باهات حرف بزنم
بورا: منظورت چیه
کوک: شب بیا این کافه کارت دارم
بورا: باشه
کوک: تهیونگ نیاریا
بورا: باشه نمیارم
داشتیم حرف میزدیم که در باز شد
ا.ت: کوک
بورا: ا.ت
ا.ت: تو اینجا چیکار میکنی
بورا: اومدم لباس یونا عوض کنم
تهیونگ: الان عمو و زن عمو شک میکنن
ا.ت: اره تهیونگ خودتو بورا برین حواسشون پرت کنید منم جونگکوک میبرم بیرون
کوک: انگار بچم خب خودم میتونم برم
ا.ت: نه شما برید
#کوک
#فیک
#سناریو
part*⁶⁴
از دید بورا
بورا: ببخشید زن عمو یونا داره گریه میکنه کجا میتونم برم لباسشو عوض کنم
م: تو اون اتاق
بورا: من میرم لباسشو عوض میکنم سریع برمیگرم
م: برو عزیزم
یونا بردم تو اتاق
از دید کوک
صدای پا شنیدم سریع رفتم پشت در در باز شد
بورا: کسی پشته دره
جوابشو ندادم که اومد داخل اتاق و نگام کرد
بورا: جونگکوک
کوک: هیشش
بورا: تو اینجا چیکار میکنی
کوک: اومده بودم پیش ا.ت
بورا: اگه جونگهو بفهمه چی
کوک: نمیفهمه برو ا.ت رو بگو بیاد
بورا: تا لباس یونا رو عوض کنم بعد
کوک: بورا من وقت نکردم زیاد باهات حرف بزنم
بورا: منظورت چیه
کوک: شب بیا این کافه کارت دارم
بورا: باشه
کوک: تهیونگ نیاریا
بورا: باشه نمیارم
داشتیم حرف میزدیم که در باز شد
ا.ت: کوک
بورا: ا.ت
ا.ت: تو اینجا چیکار میکنی
بورا: اومدم لباس یونا عوض کنم
تهیونگ: الان عمو و زن عمو شک میکنن
ا.ت: اره تهیونگ خودتو بورا برین حواسشون پرت کنید منم جونگکوک میبرم بیرون
کوک: انگار بچم خب خودم میتونم برم
ا.ت: نه شما برید
#کوک
#فیک
#سناریو
- ۱۷.۶k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط