{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بویِ یَلدآ رآ میشِنَوی؟

بویِ یَلدآ رآ میشِنَوی؟
اِنتِهآیِ خیآبآنِ آذَر...
بآز هَم قَرآرِ عآشِقآنِه پآییز وَ زِمِستآن..
قَرآری طولآنی بِه بُلَندآیِ یِک شَب..
شَبِ عِشق بآزیِ بَرگ و بَرف...
پآییز چَمِدآن بِه دَست ایستاده!
عَزمِ رَفتَن دآرد...
آسِمان بُغض کَردِه وَ میبآرَد.
خُدآ هَم میدآنَد عَروسِ فَصل هآ چِقَدر دوست دآشتَنیست...
کآسِه ای آب میریزَم پُشتِ پآیِ پآییز...
و...تَمآم میشَوَد
پآییز ، اِی آبِستَنِ روزهآیِ عآشِقی،
رَفتَنَت بِه خِیر...
سَفَرَت بی خَطَر
دیدگاه ها (۳۰)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p68برج غربی رو ترک کردن.راه‌پله‌ی سنگی، ...

پارت ۱۹ — سال‌ها بعد 💍🌸چند سال از روز فارغ‌التحصیلی گذشته بو...

سینا، با آن بدنِ لرزان و ذهنی که انگار دارد از هم می‌پاشد، ب...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۳ | تا دیدار بعدی.. صبح روز بعد، شرکت دو...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

قلبی در قلمرو دشمنپارت یک — آغاز بازیباران آرامی روی خیابان‌...

when silence became a scream p25

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط