خواهربرادری part4

خواهربرادری
Part4
صدای در اومد و جی هوپ وارد خونه شد
و هایون با عشق پرید بغل داداش بزرگش
جی هوپ:چطوری خوشگلم دلم برات تنگ شده بود
هایون:منم همینطور
جیمین و جونگ کوک:هی هی مارو تحویل نمی‌گیرید؟
جی هوپ:خیلی خب حسودا دلم واسه شماعم تنگ شده بود
هایون:خیلی خببب داداشمو اذیت نکنید پشمکا
جی هوپ نوک دماغ هایون رو گرفت و تکون داد
جی هوپ:خوشگل داداش
مامان:چطوری پسرم(با لبخند)
جی هوپ:خوبم مامان
مامان:حتما خسته ای برو استراحت کن
هایون:نهههههه
مامان چشم غره ای به هایون رفت که هایون بدتر کرد
هایون:نهههههه نمیخام داداشم بره استراحت کنه
جی هوپ:باشه کیوتم میرم دوش میگیرم بعد میام پیشت
هایون:منتظرمااااا
جی هوپ:باشه سانشاینم
جیمین:اصلا فشار نمی‌خورم
جونگ کوک:اَه الان بالا میارم
و جی هوپ رفت بالا تا دوش بگیره بیاد پیش خواهر یکی یدونش
(ببخشید اشتباه شد جی هوپ استاد دانشگاه)
هایون ویو
بعد از اینکه جی هوپ اوپا رفت بالا بابا اومد
و با خبری که داد خیلی ناراحت شدم
بابا:سلام بچها
هایون_جیمین_جونگ کوک:سلام پدر
مامان:سلام عزیزم
بابا:سلام
بابا:جی هوپ کجاست
هایون:رفت بالا دوش بگیره
پرش زمانی(۱۰ دقیقه بعد)
بابا:هایون داداشت باید تا الان اومده باشه برو صداش کن بیاد پایین
هایون:باشه
هایون ویو
رفتم بالا تا اوپا رو صدا کنم رفتم
و اینکه من هیچ وقت در نمیزنم
رفتم دروباز کردم و با جی هوپی که با بالا تنه لخت رو تخت دراز کشیده بود مواجه شدم
اوپا خیلی تعجب کرد
جی هوپ:بچه چرا در نمیزنی
هایون:نمیخاممممم(داد)
جی هوپ:هایون چته چرا داد میزنی
هایون:خیلی بدی قرار بود بیای پایین وقتی از دوش اومدی
جیهوپ:قربونت برم تازه اومدم(خنده)
هایون:برام مهم نیست دیگه بیا پایین بابا کارت داره
جیهوپ:خب باشه بزار لباس بپوشم

ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

پارت ۲۶

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

From hate to lovePart::2دیدم همون پسره است که بهم گفت+ پا نش...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

سناریو جونگکوک

پنهان عشق

.PRISON MAFIA.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط