قهر شدید پارت ۱۰

کوک داشت گریه میکرد خیلی پشیمون بود از کاری ک کرده و برای خودش متاسف بود نشست رو تخت و کلی گریه کرد جین رف پیشش و دلداریش داد اما کوک بازم حالش همونطوری بود
جین: کوک نگران نباش اون نمیتونه جای دوری رفته باشه حافظش درسته از بین رفته ولی در هرصورت اون زیاد بقیه جاهارو نمیشناسه پس میاد نگران نباش
کوک بلند شد و با خودش گف
_ من میرم دنبال لیسا میگردم و پیداش میکنم این حق لیسا نیس
جین:ما ام کمکت میکنیم تو تنها نیستی
کوک و جین و جیسو رفتن‌حاظر بشن......
حاظر شدن همگی سوار ماشین جین شدن و باهم رفتن دنبال لیسا رسیدن ب یه بیابون خیلی ترسناک واقعا خیلی تاریک و بد بود اونا از ماشین پیاده شدن و رفتن پایین کوک داشت راه میرفت با چراغ قوه ک دید یه تیکه خیلیییی کوچولو پارچه اونجا افتاده اون پارچه برای کوک خیلیییی آشنا بود اما نمیدونم چرا
کوک: این این این این پارچه ب ب ب برای لباس لیسا
تو چشماش اشک جمع شد
جین: کوک الان فهمیدیم لیسا میتونه همین جاها‌باشه
کوک:تمام سعیمو میکنم تا پیداش کنم اون زندگی منه بدون اون میمیرم
جیسو کجا رفته اصلا پیداش نیس :/
_من اینجامم
_آها😅
جیسو:بچه ها لیسا برای دوستیمون ی گردنبند بهم داده بود اون الان وسط بیابونه معنیش اینه ک لیسا از اینجا رد شده......
دیدگاه ها (۹)

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

چندپارتی

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت دهم جونگ‌کوک هنوز به پیام سوآ خیر...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط