عشق ناگهانی

عشق ناگهانی
پارت ۷

ات: پس...

ویو کوک
که دیدم یهو محکم لباشو به لبام کوبید منم بعد ۱دقیقه که از هنگ درومدم محکم لباشو میخوردم که اعضا گفتن
اعضا: اهم بقیشو تو خونه کامل کنین 😈

(ات تو یه فیلمی که یه لب ۱دقیقه ای به پسره کرده رو کوک یادش مونده ومیخواد انتقامشو بگیره )
کوک: ارع تو خونه ما خیلی کار داریم.
بعد رفتن جشن گرفتن و اینجور چیزا، که یه دفعه صدای جیغ بلند شد
همه دییدیم سمت صدا که دیدیم یونا و تهیونگ دارن کیس میرن
همه گفتن: صدای جیغ برای چی بود
یونا: اینکه تهیونگ ازم درخواست کرد به خاطر همین 😊😊

ات: کوک هم درخواست داد من چرا جیغ نزدم🤬🤬🤬

یونا: خوب من چه میدونم خبب عهه

یونا: 😌😌😌😊😊😊

ات: 🤬🤬🤬🤬🤬😡😡😡😡

ات: ول کنین بابا

ته: آره خودشم شب شده منو یونا دیگه میریم خیلی کاره داریم که هنوز انجام ندادیم 😈
بای بای
یونا: ا... ا.. ا.... اره با..ی.... بای :
شوگا: اره دیگه دیر وقته بریم بیا بریم
ز. شوگا: اره بریم بای
(زن هر یک از اعضارو مثل بالایی نشون میدم )
کوک: ارتینا بریم
ات: اهوم بریم

ویو ی. تو راه
..
دیدگاه ها (۳)

Iove and the moonPart49ویو یونا چشمهام را باز کردم ساعت تقر...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

#میکاپ_آرتیست_من

#برادر ناتنی من

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط