چند پارتی: نام:"عروسک بغلی" شرط:⁵⁰ کامنت🧋🫐

part ²
*****
_____ ⁵ ماه بعد _____
_____ شرکت جئون _____
______ دفتر رئیس _____
"+:شنیدم داری ازدواج میکنی؟کاش میشد واس همیشه مال هم بودیم...
کاش میشد بغلت برا یکی دیگ نشه... 💔
کاش میشد اون حرفایی ک ب من میزدی ب اون نزنی...
کاش هنوز دوسم داشتی... 🖤
کاش نمیرفتی...💔
کاش میشد من بمیرم نبینم ت با یکی دیگ خوشی... کاش خنده هات مهربونیات عصبانیتت فق مال من بود...
کاش اون از من بهتر نباش...
کاش میموندی بخاطرم میجنگیدی... برا قصه هاس ولی کاش اینجوری میشد...
کاش عشق واقعی وجود داشت...*بغض"
"_:هایونا...من نمیتونم ساعتها ازت بی‌خبر بمونم و وانمود کنم حالم عالیه! نمیتونم جوری رفتارم کنم که برام مهم نیستی تا جذاب‌تر به‌نظر بیام. نمیتونم مثلِ خیلیا صبر کنم و بشمارم که کِی پیام دادی و کی آخرین بار پیام داده. من فقط بلدم از تهِ دل دوستت داشته باشم. 'تو ولی زود به زود دلتنگ شو'؛ بذار به همه‌ی دنیا نشون بدیم عاشقی نیاز به سیاست نداره و خودش با سادگی خیلی قشنگتره.هایون...قسم میخورم...قسم میخورن بِ لب هایه شراب طمعت،قسم میخورم ب موهات،قسم میخورم بِ جون تو کِ عزیزترین من هستی،برمیگردم!"
"+:میشه...یِ درخواستی ازت داشته باشم؟
_:تُ جون بخواه؟!
+:اگه...اگه نتونستی برگردی...و...حالا بِ هر دلیلی کارتون بِ بچه کشید.. اگه دختر دار شدی اسم منو روش بزار!
_:میخای عذابم بدی؟میخای هر وقت صداش زدم قلبم یادت بیوفته؟میخای...
+:میگن دختر ها عاشق باباشونن...آسمون منک روش بزار تا یادت باشه چقد عاشقت بودم:)"
_:این اتفاق نمیفته...کار من و اون بِ بچه نمی‌کشه!
"+:جونگ کوکا...از مرگ میترسی؟!
_:چرا میپرسی؟بستگی داره...
+:اگه خودت زبونم لال آسمونی شی,منظورم اونه,از مرگ می‌ترسی؟
_:نح:)
+:چرا؟
_:یعنی تُ الان فک میکنی من زندم؟"
+:هیم...جونگ کوکا..‌اگه من...اگه من بمیر...
"_:هیش...وقتی قلبی رو عاشق خودت کردی...
وقتی وجودی رو به خودت وابسته کردی...
وقتی نفس های یکی رو به نامت زدی...
وقتی وجودی رو به خودت گره زدی...
فقط امانت دار خوبی باش...!
ترکش نکن،تنهاشم نزار
اگ‌بری وتنهاش بزاری چه با خدافظی،چه بی خدافظی،میمیره،بخدا میمیره...
نه اینکه نفسش قطع بشه،نه...
احساسش میمیره،مرگ احساس یه آدم بدترین مرگ‌دنیاست...حتی اگه من بعد تُ زنده باشم احساسم و خوده درونیم زنده نیس:)بعدشم....تُ غلط میکنی بمیری!"
+:کاش....کاش میشد باهم بمونیم*گریه
جونگ کوک از پشت میزش پاشد و بدن ظريف پرنسس شو بِ آغوش کشید...
"_: هیش...عروسک بغلی من,من و تُ مال هم میشیم:)خوب مراقب خودت باش،خوب زندگی کن.خوب از فرصت هایی که داری استفاده کن...هدف داشته باش،براش سخت تلاش کن،از زندگیت لذت ببر.هر روز کتاب بخون حتی شده یه ربع،فیلم خوب ببین آهنگ خوب گوش کن.خوب غذا بخور،بخند و حتی گاهی گریه کن.زندگی به همه اینا نیاز داره:)"
دیدگاه ها (۱۴۳)

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

اجبار به بدبختی پارت۱۱

پارت ۴۹

تکپارتی جونگ کوک

پارت ۱۹جونگ کوک:پیاده شو یونا:اوفجونگ کوک:اوف نکن داری اعصاب...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

سناریو ایدل رویایی پارت اخر

مافیای من

♡ســناریـو♡"وقتی دوسشون داشتی و اونا ردت کردن و الان پشیمون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط