{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی

چند پارتی
part:3

ویو یجی چند تا خوراکی آماده کردم و در کنارش شربت درست کردم و توش قرص خواب ریختم(قرص خواب از کجا اورد🗿) و بردم تو حال

یجی:اینم از خوراکی هاا
هیونجین:منم فیلم رو زدم

۱ ساعت بعد

هیونجین کاملا خوابش برده بود منم رفتم سراغ وسایلم و کم کم جمعشون کردم بعد از این که جمعشون کردم رفتم یه نامه برای هیونجین نوشتم و رفتم یه بغض عجیبی گلوم رو گرفته بود شماره های گوشیم و پیام های گوشیم رو پاک کردم و گوشیم رو گذاشتم تو اتاق که که یه وقت یواشکی جی پی اس وصل نکرده باشه و یواشکی رفتم خونه مونا

ساعت ۳ صبح

با مونا خداحافظی کردم و تو هواپیما نشستم نمی تونستم گریه ام رو کنترل کنم دلم برای هیونجین تنگ میشد ولی کم کم دیگه از خسته گی خوابم برد

ساعت ۷ صبح

ویو هیونجین
با گردن درد از خواب بیدار شدم به دور ورم نگاه کردم که دیدم تو حال خوابم برده رفتم تو اتاق خوابمون که ا.ت رو ندیدم نگران شدم یجی رو صدا کردم ولی هیچکی جواب نداد همه جای خونه رو گشتم ولی باز هم کسی نبود رفتم تو اتاق خودم که رو میز کارم یه نامه دیدم روش نوشته بود از طرف یجی پاکت رو وا کردم که دیدم داخلش نوشته⬇️



سلام هیونی الان که این نامه رو می خونی من نیستم:)
ببخشید که ولت کردم ولی ما نمی تونیم با هم باشیم فکرش رو بکن یه آدم عادی با یه مافیا راستش رو به خوای من خیلی از مافیا ها میترسم موقعی که این موضوع رو فهمیدم اصلا نمی تونستم تصور کنم که تو مافیایی
من خیلی دوست دارم و قول میدم هیچ وقت با کسِ دیگه ای ازدواج نکنم
یادته به هم قول دادیم که هیچ وقت هم رو ترک نکنیم ولی من قول مون رو شکوندم:)
لطفا دنبالم نگرد و تو هم به من قول بده که با کسی ازدواج نمیکنی!
من لیاقت تو رو ندارم یا به واژه ای میشه گفت:
تو ماه ای و من ستاره ای میان میلیارد ها ستارم☆
میدونی شاید تنها راهی که زنده بمونیم کشتن هم دیگه تو قلب مونِ:)

امضا :
از طرف یجی

پسرک قصه ما با خوندم هر خط از نامه ای که دخترک براش نوشته بود اشک از چشماش جاری میشد و هزاران بار به خودش لعنت میفرستاد که مافیاعه

ادامه دارد......
شرط
لایک:۱۴
فالور های پیج دومم بشه:۲۲

#بی_تی_اس #استری_کیدز #نامجون #جین #شوگا #آگوست_دی #یونگی #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #فلیکس #هیونجین #هان #چانگبین #چان #لینو #سونگمین #جونگین #کیپاپ #کیدراما
دیدگاه ها (۲۷)

p19دیدم یه ناله ی ضعیفی میاد(استغفرالله)رفتم در اتاق رو باز ...

فیک تهیونگ مافیایی

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و... p8 قوانینی هست که باید ...

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

بعد...منم پیشش خوابیدم و اونو مهکم بغل کردم من نمیتونستم بخو...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

کوک شوهر کینه ای Part84

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط