گربه من

گربه من

به زور روی پام وایساده بودم دیگه نتونستم تحمل کنم افتادم رو دو زانوم و بعد سیاهی

هیونجین: جوابمو بده(داد)
ا.ت: (بیهوش شد)
یونگی: ا.ت(داد)

ویو یونگی
دیدم ا.ت روی دو تا زانوش فرو اومد و بیهوش خیلی نگران شدم سریع دویدم رفتم پیشش

یونگی: ا.ت ا.ت لطفا بیدار شو (نگران)
هیونجین: ا.ت ببخشید فقط بیدار شو‌(‌ بغض)
یونگی: لونا بدو زنگ بزن آمبولانس(بغض)
لونا: باشه (گریه)

لونا زنگ زد آمبولانس چند دقیقه گذشت که آمبولانس اومد بعد ا.ت بردن تو آمبولانس یونگی هم رفت پیش ا.ت هیونجین و لونا هم با یه ماشین رفتن بیمارستان هیونجین همش تو راه خودش رو سرزنش می‌کرد که چرا سرش داد زد و باعث گریه های خواهرش شده بود

رسیدن بیمارستان و ا.ت رو بردن اتاق عمل

ویو یونگی
حالم خوب نبود همش خودم رو سرزنش میکردم که چرا به هیونجین گفتم تا هیونجین اومد یقه لباسش رو گرفتم به چسبوندم یه دیوار

یونگی: تو عوضی چجوری تونستی (داد)
هیونجین: منو بزن منو بکش فقط بگو حال ا.ت خوب میشه...

ادامه دارد.....

#بی_تی_اس #استرو #استری_کیدز #بلک_پینک #کیدراما #کیپاپ #نامجون #جین # شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #اکسو #جی_آیدل #آگوست_دي #یونگی #آیو
دیدگاه ها (۱۸)

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

پارت ۴ (سرنوشت)

سناریو ران پارت ۲

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

عشق بی پایان

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت۳منو برد تو اتاق بی صدا اشک م...

ددی خون آشام من

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط